مفاهیم کنترل و تسلط در تهیه صورتهای مالی تلفیقی

کنترل

سرمایه‌گذار، صرف‌نظر از ماهیت ارتباط با یک واحد تجاری (سرمایه‌پذیر)، باید از طریق ارزیابی وجود کنترل بر سرمایه‌پذیر، تعیین کند که واحد تجاری اصلی است یا خیر.سرمایه‌گذار زمانی بر سرمایه‌پذیر کنترل دارد که در معرض بازده متغیر ناشی از ارتباط با سرمایه‌پذیر قرار گرفته باشد یا نسبت به آن بازده از حق برخوردار باشد و از طریق تسلط بر سرمایه‌پذیر، توانایی اثرگذاری بر آن بازده را داشته باشد.بنابراین، تنها در صورت وجود تمام موارد زیر، سرمایه‌گذار بر سرمایه‌پذیر کنترل دارد:

1. تسلط بر سرمایه‌پذیر

2. آسیب‌پذیری از بازده متغیر ناشی از ارتباط با سرمایه‌پذیر یا برخورداری از حق نسبت به آن بازده

3. توانایی استفاده از تسلط بر سرمایه‌پذیر برای تحت تأثیر قرار دادن میزان بازده سرمایه‌گذار

سرمایه‌گذار هنگام ارزیابی وجود کنترل بر سرمایه‌پذیر، باید تمام واقعیتها و شرایط موجود را مورد توجه قرار دهد. اگر واقعیتها و شرایط، حاکی از تغییر یک یا چند عنصر از عناصر سه‌گانه کنترل مندرج در فوق باشد، سرمایه‌گذار باید وجود کنترل بر سرمایه‌پذیر را مجدداً ارزیابی کند.

دو یا چند سرمایه‌گذار، در صورتی بطور جمعی بر سرمایه‌پذیر کنترل خواهند داشت که ملزم باشند برای هدایت فعالیتهای مربوط، با یکدیگر همکاری کنند. در این موارد، از آنجا که هیچ‌ یک از سرمایه‌گذاران نمی‌توانند بدون همکاری دیگران، فعالیتهای مربوط را هدایت کنند، هیچ‌ یک از سرمایه‌گذاران به تنهایی بر سرمایه‌پذیر کنترل ندارند.

تسلط

سرمایه‌گذار در صورتی بر سرمایه‌پذیر تسلط دارد که دارای حق بالفعلی باشد که به او توانایی فعلی برای هدایت فعالیتهای مربوط، یعنی فعالیتهای دارای اثر قابل ملاحظه‌ بر بازده سرمایه‌پذیر را بدهد. تسلط از حق نشأت می‌گیرد. برخی مواقع ارزیابی تسلط ساده است، مانند زمانی که تسلط بر سرمایه‌پذیر بطور مستقیم و تنها از طریق حق رأی ناشی از ابزارهای مالکانه مانند سهام به دست می‌آید و با در نظر گرفتن حق رأی سهامداری قابل ارزیابی است. در موارد دیگر، برای مثال زمانی که قدرت از یک یا چند توافق قراردادی ناشی می‌شود، این ارزیابی پیچیده‌تر خواهد بود و مستلزم توجه به بیش از یک عامل است. یک سرمایه‌گذار که از توانایی فعلی برای هدایت فعالیتهای مربوط برخوردار است، حتی در صورتی که هنوز از حق خود برای هدایت استفاده نکرده باشد، دارای تسلط است. شواهدی که نشان دهد سرمایه‌گذار فعالیتهای مربوط را هدایت کرده است، می‌تواند در تعیین اینکه او دارای تسلط است یا خیر، کمک‌کند؛ اما این شواهد به خودی خود، برای تعیین اینکه سرمایه‌گذار بر سرمایه‌پذیر تسلط دارد یا خیر، کفایت نمی‌کند. چنانچه دو یا چند سرمایه‌گذار، هر کدام دارای حق بالفعلی باشند که به آنها توانایی یک‌جانبه برای هدایت فعالیتهای مربوط متفاوت را بدهد، آن سرمایه‌گذاری بر سرمایه‌پذیر تسلط دارد که از توانایی فعلی برای هدایت فعالیتهای دارای بیشترین اثر بر بازده سرمایه‌پذیر، برخوردار باشد. سرمایه‌گذار، حتی در صورتی که سایر واحدهای تجاری دارای حق بالفعلی باشند که بر اساس آن از توانایی فعلی برای مشارکت در هدایت فعالیتهای مربوط برخوردار شوند، برای مثال زمانی که واحد تجاری دیگر از نفوذ قابل ملاحظه‌ برخوردار است، می‌تواند بر سرمایه‌پذیر تسلط داشته باشد. با وجود این، سرمایه‌گذاری که فقط دارای حق حمایتی است بر سرمایه‌پذیر تسلط ندارد و بنابراین، بر سرمایه‌پذیر کنترل ندارد.

انواع آزمون های آماری

قبل از انتخاب یک آزمون آماری بایستی به نکات زیر توجه نمود:

  • سوال یا فرضیه تحقیق چیست؟
  • چه تعداد متغیر در تحقیق شما مورد بررسی قرار می‌گیرد؟
  • مقیاس اندازه‌گیری متغیرهای مورد بررسی چگونه است (فاصله‌ای،‌ رتبه‌ای و یا اسمی هستند)؟
  • آیا توزیع متغیر مورد بررسی نرمال است؟
  • چند گروه مورد مقایسه قرار می‌گیرند؟
  • گروه‌های مورد بررسی مستقل هستند یا وابسته؟

به طور کلی آزمون های آماری به چند دسته تقسیم می شوند:

  • تجزیه و تحلیل آماری توصیفی (Descriptive Statistical Analysis)
  • تجزیه و تحلیل آماری استنباطی (Inferential Statistical Analysis)
  • تجزیه و تحلیل آماری همبستگی (Correlation Statistical Analysis)
  • تجزیه و تحلیل پیش‌بینی (Predictive Analysis)
  • تجزیه و تحلیل های اکتشافی (Exploratory Data Analysis)
  • تجزیه و تحلیل علّی (Causal Analysis)

الف) آزمون‌های آماری پارامتریک

*آزمون t تک نمونه

*آزمون t وابسته

*آزمون t دو نمونه مستقل

*آزمون t ولچ

*آزمون t هتلینگ

*تحلیل واریانس (ANOVA)

*تحلیل واریانس چندعاملی (MANOVA)

*تحلیل کوواریانس چندعاملی (MANCOVA)

ب)آزمون‌های آماری ناپارامتریک

*آزمون علامت تک نمونه

*آزمون علامت زوجی

*ویلکاکسون

*فریدمن

*آزمون خی-دو χ²

*کولموگروف-اسمیرنف

*آزمون تقارن توزیع

*آزمون میانه

*مک نمار

*آزمون Q کوکران

*ضریب همبستگی اسپیرمن

دامنه کاربرد تهیه صورتهای مالی تلفیقی

یک واحد تجاری که واحد تجاری اصلی است باید صورتهای مالی تلفیقی ارائه کند. واحد تجاری اصلی، در صورت احراز تمام شرایط زیر، ملزم به ارائه صورتهای مالی تلفیقی نیست:

الف. واحد تجاری مزبور، واحد تجاری فرعی تماماً متعلق به واحد تجاری دیگر باشد یا واحد تجاری فرعی باشد که کمتر از 100 درصد مالکیت آن متعلق به واحد تجاری دیگر است و سایر مالکان آن، شامل مالکان فاقد حق رأی، از عدم ارائه صورتهای مالی تلفیقی توسط واحد تجاری اصلی مطلع شده‌اند و با آن مخالفت نمی‌کنند؛

ب. ابزارهاي بدهي يا مالکانه واحد تجاري در بازار در دسترس عموم (بورس اوراق بهادار داخلی یا خارجی یا بازار فرابورس، شامل بازارهای محلی و منطقه‌ای) معامله نمی‌شود؛

پ. واحد تجاری، برای انتشار هر طبقه از ابزارهای مالی خود در بازار در دسترس عموم، صورتهای مالی خود را به سازمان بورس و اوراق بهادار یا نهاد نظارتی دیگر، ارائه نکرده باشد و در فرایند ارائه آن نیز نباشد؛ و

ت. واحد تجاری اصلی نهایی یا یکی از واحدهای تجاری اصلی میانی، صورتهای مالی قابل استفاده برای عموم را طبق استانداردهای حسابداری تهیه می‌کند که در صورتهای مزبور، واحدهای تجاری فرعی، طبق این استاندارد تلفیق یا به ارزش منصفانه همراه با انعکاس تغییرات ارزش منصفانه در سود یا زیان دوره، اندازه‌گیری شده‌اند.

استاندارد صورت‌های مالی تلفیقی، برای طرحهای مزایای پس از بازنشستگی کارکنان که استاندارد حسابداری 33 مزایای بازنشستگی کارکنان در مورد آنها کاربرد دارد، بکار گرفته نمی‌شود.

اگر واحد تجاری اصلی، واحد تجاری سرمایه‌گذاری باشد، در صورتی نباید صورتهای مالی تلفیقی ارائه کند که طبق استاندارد حسابدری صورتهای مالی تلفیقی، ملزم باشد تمام واحدهای تجاری فرعی خود را به ارزش منصفانه اندازه‌گیری کند و تغییرات ارزش منصفانه را در سود یا زیان دوره نشان دهد.

*سرمایه‌گذار، صرف‌نظر از ماهیت ارتباط با یک واحد تجاری (سرمایه‌پذیر)، باید از طریق ارزیابی وجود کنترل بر سرمایه‌پذیر، تعیین کند که واحد تجاری اصلی است یا خیر.

*سرمایه‌گذار زمانی بر سرمایه‌پذیر کنترل دارد که در معرض بازده متغیر ناشی از ارتباط با سرمایه‌پذیر قرار گرفته باشد یا نسبت به آن بازده از حق برخوردار باشد و از طریق تسلط بر سرمایه‌پذیر، توانایی اثرگذاری بر آن بازده را داشته باشد.

*تغییر در منافع مالکیت واحد تجاری اصلی در واحد تجاری فرعی، که منجر به از دست دادن کنترل واحد تجاری فرعی نمی‌شود، جزء معاملات مالکانه محسوب می‌گردد (یعنی معاملات با مالکان در نقش مالک).

*هرگونه سرمایه‌گذاری باقیمانده در واحد تجاری فرعی پیشین را به ارزش منصفانه در زمان از دست دادن کنترل، شناسایی می‌کند و حسابداری بعدی سرمایه‌گذاری و هرگونه مبالغ پرداختنی به واحد تجاری فرعی پیشین یا دریافتنی از آن را طبق استانداردهای حسابداری مربوط انجام می‌دهد. ارزش منصفانه مزبور، باید به عنوان ارزش منصفانه در زمان شناخت اولیه دارایی مالی در نظر گرفته شود یا در صورت تبدیل به سرمایه‌گذاری در واحد تجاری وابسته یا مشارکت خاص، به عنوان بهای تمام‌شده در زمان شناخت اولیه آن، در نظر گرفته شود. سود یا زیان مرتبط با از دست دادن کنترل را که قابل انتساب به منافع دارای حق کنترل پیشین است، شناسایی ‌می‌کند.

*سرمایه‌گذار در صورتی بر سرمایه‌پذیر تسلط دارد که دارای حق بالفعلی باشد که به او توانایی فعلی برای هدایت فعالیتهای مربوط، یعنی فعالیتهای دارای اثر قابل ملاحظه‌ بر بازده سرمایه‌پذیر را بدهد.

مفهوم و اهداف COBIT

کوبیت مخفف Control Objectives for Information & Related Technology است و قابلیت اطمینان سیستم های اطلاعاتی را در یک سازمان مورد بررسی قرار می دهد. کوبیت به افزایش کارایی IT و پاسخگویی به نیاز ذینفعان در سازمان کمک می کند و برای مدیران IT و کمیته حسابرسی و مدیران ریسک مفید است.

مفهوم و اهداف  COSO

COSO چارچوبی برای ارزیابی ریسک، مدیریت ریسک و ابزار کشف تقلب با استفاده از کنترل‌های تعریف شده در جلوگیری از فساد مالی فراهم می کند. چارچوب COSO هدف مشخصی دارد و در صورتی اثرگذار است که اهداف و متغیرها و همچنین فلوچارت فرآیندهای کنترل مالی بر اساس گلوگاه های سازمان و صنعت شناسایی و پایه ریزی شود.

در پیاده سازی مکعب کنترل داخلی بر اساس COSO، به غیر از اصول کنترل‌ها، اصول ارزیابی ریسک هم باید رعایت شود. برای این کار باید ارزشیابی برای ریسک‌های زیر انجام شود:

  • شناسایی متغیرهای ریسک‌های کلی
  • ریسک شناسایی شده
  • ریسک‌های شناسایی نشده
  • ریسک غیرقابل کنترل
  • ریسک قابل قبول
  • ریسک‌های باقی مانده

انواع نرم افزارهای کاربردی تحلیل آماری

عمده ترین نرم افزارهای تحلیل آماری کاربردی شامل نرم افزارهای زیر هستند:

  • نرم افزار تحلیل آماری SPSS.
  • نرم افزار تحلیل آماری SAS.
  • نرم افزار تحلیل آماری Lisrel.
  • نرم افزار تحلیل آماری Statistica.
  • نرم افزار تحلیل آماری Minitab.
  • نرم افزار تحلیل آماری NCSS.
  • نرم افزار تحلیل آماری Eviews.
  • نرم افزار تحلیل آماری Matlab
  • نرم افزار تحلیل آماری R.

هریک از نرم افزارها، دارای کاربردهای متفاوتی هستند، که با توجه به ویژگی های متغیرها و داده‌ها، مورد استفاده قرار می گیرند. بنابر این انتخاب و استفاده از هر یک از نرم افزارها فوق حائز اهمیت است تا تحلیل داده ها به درستی صورت پذیرد.

حسابداري مسئوليت هاي اجتماعي

حسابداری مسئولیت های اجتماعی


مفهوم حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي
آرا و نظرات مختلفي در رابطه با مفهوم حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي و همچنين وجه تسميه آن وجود دارد. از نظر مفهوم، گروهي آن را بخشي از حسابداري مالي مي‌دانند و اجراي آن را با گسترش دامنه حسابداري مالي امكانپذير مي دانند و يا به عبارتي از نظر اين گروه حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي تنها گسترش ساده اي از نقش حسابداري سنتي است . در حالي كه گروه غالب عقيده دارند كه سيستم حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي، اصول ، قواعد و مفاهيم خاص خود را دارد ، به گونه اي كه مي توان آن را يك موضوع كاملا جداگانه مانند حسابداري مديريت‌، حسابداري بهاي تمام شده ، حسابداري دولتي و غيره دانست كه هدف آن مواجهه با مسائل اجتماعي زير است :
1. ارزيابي تاثير اجتماعي فعاليتهاي واحد تجاري؛
2. اندازه گيري هزينه ها و تعهدات اجتماعي واحد تجاري؛
3. اندازه گيري منافع اجتماعي واحد تجاري؛
4. فراهم آوردن يك سيستم اطلاعاتي درون و برون سازماني كه در امر ارزيابي تاثيرات اجتماعي واحد تجاري كمك كند.
اما از جنبه نامگذاري نيز عده اي آن را حسابداري اجتماعي و گروهي آن را حسابداري اجتماعي واحد تجاري ناميده‌اند‌، اما اصطلاح رواج يافته، همان حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي است.

تفكيك هزينه‌هاي
اجتماعي و اقتصادي
يكي از مشكلات حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي است
زيرا بسياري از هزينه ها را
مي توان درهر دو طبقه تقسيم بندي كرد.
از جنبه تعريف مفهوم حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي، بايد گفت كه تعاريف متفاوتي از سوي صاحبنظران و انديشمندان ارائه شده است كه مهمترين و رايجترين آنها به شرح زير است:
حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي بخشي از دانش حسابداري است كه هدف آن اندازه گيري و گزارشگري اثرات اجتماعي (هزينه ها و منافع اجتماعي) ناشي از فعاليتهاي واحد تجاري است و از آنجايي كه هر واحد تجاري عضوي از جامعه اي است كه در آن فعاليت مي كند و به طور مستمر در تعامل با ساير اعضاي جامعه است و با استناد به قراردادهاي نا نوشته اجتماعي بين اعضاي جامعه كه براي حفظ منافع تمامي اعضا وضع شده اند ، ضرورت دارد، واحد تجاري از تعهدات و مسئوليتهاي خود آگاه باشد و آنها را محدود به حفاظت منافع سهامداران نداند، بلكه تعهدات و مسئوليتهاي ديگري در قبال ساير گروههاي اجتماع از قبيل اعتبار دهندگان ، كاركنان، مشتريان و فروشندگان و گروههاي موجود در جامعه و همچنين محيط زيست پيرامون خود احساس كند. براي مثال در سيستم حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي، گزارشگري نتايج عمليات واحد تجاري محدود به روش سنتي مقابله درآمد با هزينه ها نخواهد بود‌، بلكه ضرورت دارد كه دامنه اين مقابله گسترش يابد و هزينه ها و منافع واحد تجاري را نيز در بر گيرد.
مفروضات سيستم حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي
چهار فرض اساسي سيستم حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي عبارت‌اند از :
1 - هر واحد تجاري در قبال جامعه پيراموني خود تعهداتي دارد كه پايبند به انجام آنهاست.
2 - منابع اقتصادي اجتماع كمياب و محدود است ، پس ضرورت دارد در به كارگيري و استفاده از آنها حداكثر بهره‌وري حاصل آيد، به گونه اي كه منافع اجتماعي حاصل از مصرف آنها بيش از هزينه هاي اجتماعي شود.
3 - كالاهايي كه قبلا رايگان بوده اند، ديگر اينچنين رايگان در دسترس قرار نمي گيرند . مثلا آب و هواي پاكيزه اغلب نيازمند مخارج سنگين ناشي از مقررات مربوط به كنترل آلودگي محيط زيست و عمليات خود پالايي است، پس واحد تجاري بايد در ازاي استفاده از آنها منافعي را در اختيار اجتماع قرار دهد.
4 - از حقوق مسلم جامعه است كه از ميزان تعهدات اجتماعي، واحد تجاري نسبت به خود و همچنين مقدار انجام شده آنها آگاهي يابد و اين آگاهي لازم است براساس اصول و مباني گزارشگري حسابداري صورت گيرد.
اما در رابطه با اصول و مفاهيم اساسي سيستم حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي، بايد گفت كه اين اصول تا حدود زيادي همان اصول و مفاهيم سيستم حسابداري مالي است، ولي لازم است، تعديلي در آنها صورت گيرد تا هماهنگ با اهداف سيستم حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي شود . براي مثال در حسابداري مالي لازم است دامنه شمول مفهوم شخصيت حسابداري گسترش يابد و در بر گيرنده جامعه پيرامون واحد تجاري گردد و يا گسترده مفهوم معامله حسابداري بايد شامل معاملات بين واحد تجاري از يك طرف و جامعه پيراموني خود به عنوان طرف ديگر شود و همچنين سود حسابداري شامل هزينه ها و منافع اجتماعي واحد تجاري شود تا پس از آن بتوان بازده اجتماعي سرمايه‌گذاري را محاسبه كرد.
مزايا و مشكلات اجراي سيستم حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي
از مهمترين مزاياي اجراي سيستم حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي مي توان به موارد زير اشاره كرد:

دو شيوه در گزارشگري
هزينه هاي اجتماعي
وجود دارد:
1 – گزارشگري در يادداشتهاي همراه صورتهاي مالي
و 2 – گزارشگري هزينه‌هاي اجتماعي
به صورت مجزا و مستقل.

1 - موجب افزايش نقش اجتماعي واحدهاي تجاري مي شود و حضور آنها را در فعاليتهاي زيست محيطي و مشاركت در برنامه هاي توسعه اجتماعي و اقتصادي افزايش مي دهد .
2 - فراهم شدن شرايط براي وارد كردن موضوع محيط زيست در حسابهاي ملي كه خود منجر به دو نتيجه خواهد شد:
اول : فراهم كردن اطلاعات با اهميت براي برنامه‌ريزان توسعه اقتصادي و اجتماعي در سطح ملي؛
دوم : فراهم كردن شرايط براي بهبود روشها و مؤلفه‌هاي مربوط به محاسبه توليد ناخالص داخلي.
اما در مقابل مزاياي اجراي سيستم حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي، مشكلات متعددي نيز وجود دارد كه از مهمترين آنها مي توان به مشكلات مربوط به اندازه گيري و گزارشگري هزينه ها و منافع اجتماعي اشاره كرد.


مشكلات تفكيك هزينه هاي اجتماعي و اقتصادي
هزينه هاي اجتماعي و هزينه‌هاي اقتصادي هر واحد تجاري نشئت گرفته از تعهدات اجتماعي و اقتصادي واحد تجاري است؛ تعهداتي كه ممكن است به دليل الزامات قانوني و يا خواسته ارادي واحد تجاري باشند . اما مشكلي كه تهيه كنندگان گزارشهاي اجتماعي با آن روبه‌رو هستند، مربوط به تفكيك اين دو نوع هزينه است. زيرا اختلاط و امتزاج برخي از اينگونه تعهدات با يكديگر، مشكلاتي را در كشيدن خط فاصل بين آنها ايجاد مي كند. براي مثال هزينه‌هاي تحقيق و توسعه و يا هزينه هاي مربوط به افزايش ضريب ايمني محصول مي‌تواند به عنوان هزينه اجتماعي در نظر گرفته شوند ، در حالي كه از طرف ديگر ممكن است به عنوان يك هزينه اقتصادي در نظر گرفته شوند كه به قصد افزايش حجم فروش و توانايي رقابت بيشتر با ساير توليد كنندگان باشد و يا هزينه هاي مربوط به آموزش كاركنان ممكن است به منظور فراهم كردن فرصتي براي پيشرفت علمي كاركنان در نظر گرفت كه در اين صورت يك نوع هزينه اجتماعي است، در حالي كه مي توان اينگونه هزينه ها را به عنوان هزينه هاي اقتصادي نيز نگاه كرد كه به قصد افزايش بهره وري و در نهايت افزايش سودآوري صورت گرفته باشند.
معيارهاي تفكيك هزينه هاي اجتماعي از اقتصادي
در مباحث نظري حسابداري دو معيار براي تفكيك اينگونه هزينه ها از يكديگر وجود دارد كه عبارت‌اند از:
1 - معيار هدف از انجام يك نوع فعاليت يا هزينه؛
2 - معيار الزامات قانوني.
طبق معيار اول ، هزينه هايي كه واحد تجاري به قصد بهبود جايگاه خود نزد افكار عمومي انجام مي دهد و يا هزينه‌هايي كه به قصد كمك به پاكيزگي محيط زيست ، آموزش كاركنان و افراد جامعه ، فراهم كردن مسافرتهاي علمي و سياحتي در دوره تعطيلات صورت مي‌گيرد ، يك نوع هزينه اجتماعي خواهند بود ، چه انجام آنها از روي اراده باشد چه از روي الزامات قانوني.هزينه‌هايي كه به منظور افزايش سود واحد تجاري صورت مي گيرد، هزينه اقتصادي در نظر گرفته مي شوند.
اما طبق معيار دوم، الزامات قانوني، معيار تفكيك هزينه هاي اجتماعي از هزينه‌هاي اقتصادي خواهند بود.
بنابراين هزينه هايي كه واحد تجاري بر اساس الزامات قانوني انجام مي دهد، به عنوان هزينه هاي اقتصادي در نظر گرفته مي شوند. اگر قانون، واحد تجاري را ملزم كرده باشد كه وسيله اياب و ذهاب كاركنان و همچنين وسايل ايمني كار و بهداشت محيط را فراهم كند، اينگونه هزينه ها هزينه اجتماعي نخواهند بود، بلكه هزينه اقتصادي‌اند. اما هزينه هايي كه واحد تجاري از روي خواست و نه الزام قانوني انجام مي‌دهد، به عنوان يك نوع هزينه اجتماعي در نظر گرفته مي شوند.
مشكلات مربوط به ارتباط هزينه ها و منافع اجتماعي
يكي ديگر از مشكلات مربوط به اندازه گيري و گزارشگري هزينه ها و منافع اجتماعي واحد تجاري ناشي از آن است كه تهيه كنندگان اينگونه گزارشها قادر به ايجاد ارتباط بين هزينه هاي اجتماعي و منافع اجتماعي حاصل از آنها نيستند ، به طور مثال هزينه هاي اجتماعي مربوط به كمكهاي نقدي و غير نقدي به موسسات فرهنگي و آموزشي جامعه و مبارزه با بي‌سوادي در جامعه و آلودگي محيط زيست و يا افزايش سطح آگاهي افراد جامعه براي حفظ و بهره برداري بهينه از منابع جامعه ممكن است در بلند مدت داراي منافع اجتماعي باشند، اما ارتباط دادن آنها با منافع اجتماعي واحد تجاري و همچنين گزارش آنها بر حسب واحد پول با مشكلات فراواني همراه است.
هزينه هاي اجتماعي در سيستم حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي عبارتنداز:
1 – هزينه منابع انساني به كار گرفته شده در واحد تجاري بر اساس هزينه فرصت به كارگيري آنها در يك فعاليت ديگر؛
2 - مواد خام مورد استفاده در واحد تجاري براساس هزينه فرصت استفاده از آنها در يك فعاليت ديگر؛
3 - داراييهاي سرمايه‌اي (ساختمان و تجهيزات) بر اساس ارزش جايگزيني؛
4 - منابع و خدمات عام المنفعه مورد استفاده واحد تجاري از قبيل: پل‌ها و راههاي ارتباطي، خدمات پليس، آتش نشاني، بهداشت ، درمان و آموزش؛
5 - ضرر و زيانهاي اجتماعي ناشي از فعاليتهاي توليدي واحد تجاري مانند آلودگي محيط زيست ناشي از كارخانه‌هاي سيمان و آسيبهاي كشيدن سيگار براي شركتهاي توليد كننده و عرضه كننده سيگار.
اما منافع اجتماعي واحد تجاري شامل:
1 - حقوق و دستمزد پرداختني به كاركنان واحد تجاري؛
2 - بهره هاي پرداختي بابت استقراض از اعتبار دهندگان؛
3 - سود سهام توزيع شده بين سهامداران؛
4 - هزينه هاي اجراي برنامه هاي آموزشي‌، تربيتي و خدمات درماني؛
5 - برنامه هاي فرهنگي، اجتماعي و تفريحي اجرا شده توسط واحد تجاري براي كاركنان و فرزندان آنها و همچنين افراد جامعه؛
6 - هزينه هاي زيبا سازي فضاي واحد تجاري و هزينه هاي مبارزه با آلودگي محيط زيست؛
7 - هزينه هاي تحقيق و توسعه جهت بهبود كيفيت محصول.
در خصوص چگونگي فرايند گزارشگري هزينه‌ها و منافع اجتماعي واحد تجاري دو نظر متفاوت وجود دارد‌. در يك نظر شيوه گزارشگري آن است كه گزارش مربوط به هزينه‌ها و منافع اجتماعي را در بخش يادداشتهاي همراه صورتهاي مالي ارائه مي دهد. طرفداران اين شيوه گزارشگري ، همان گروههاي هوادار نظريه حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي به عنوان بخشي از حسابداري مالي هستند‌. در نظر ديگر، شيوه گزارشگري است كه پيشنهاد آن توسط گروههاي هوادار استقلال حسابداري مسئوليتهاي اجتماعي از حسابداري مالي ارائه شده است و طبق آن واحد تجاري ملزم است، يك گزارش اجتماعي كه متضمن اطلاعات تفصيلي در رابطه با تعهدات اجتماعي، هزينه ها و منافع اجتماعي واحد تجاري است، ارائه دهد. كه اين شيوه گزارش دهي نيز خود ممكن است به دو شيوه ارائه شود.
1 - گزارش عملكرد اجتماعي توصيفي براي فعاليتهاي اجتماعي واحد تجاري؛
2 - گزارش عملكرد كمي ، كه مشكلات زيادي براي تهيه آن وجود دارد ، ليكن داراي افشاي كاملتري است و در بر گيرنده هزينه هاي اجتماعي از يك طرف و منافع اجتماعي از طرف ديگر است و تفاوت آن ممكن است مثبت (فزوني منافع اجتماعي بر هزينه هاي اجتماعي) و يا منفي (فزوني هزينه هاي اجتماعي بر منافع اجتماعي) باشد.

نوشته شده توسط : محمد رضا حاجی رضا


منابع: ماهنامه تدبیر

افشا اطلاعات در صورتهای مالی

افشا اطلاعات در صورتهای مالی

اطلاعات برای چه کسانی باید افشا شود؟

* سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان

* گروه های ثانویه (کارکنان ،مشتریان عمده، نهاد های دولتی و جامعه )

بدیهی است که تصمیم گیری در مورد روش افشای اطلاعات وزمان انتشار آنها اهمیت زیادی دارد.زیرا روش وزمان افشای اطلاعات میتواند بر مفید بودن این اطلاعات اثر بگذارد. در مقایسه با تعیین زمان افشای اطلاعات، روش افشای اطلاعات اهمیت کمتری دارد.

به گفته FASB:

گزارشات مالی باید اطلاعاتی را ارائه کنند که برای سرمایه گذاران کنونی و بالقوه و بستانکاران وسایر استفاده کنندگان از صورت های مالی مفید واقع شود وآنها بتوانند بدین وسیله در مورد سرمایه گذاری ،دادن وام به شرکت وتصمیمات مشابه،به شیوهای بخردانه عمل کنند.

هر نوع اطلاعاتی که برای سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان مفید است برای دیگران نیز مفید است زیرا فرض بر این است که آنها برای اخذ تصمیمات دارای آگاهی های تخصصی لازم نمی باشند. به هر حال ، همه سرمایه گذاران نیاز به اطلاعات داند تا بتوانند ریسک نسبی شرکتها را مورد ارزیابی قرار دهند و برآن اساس پرتفوی مورد نظر و ترکیب سرمایه گذاری را مشخص کنند.

چنانچه سرمایه گذاران کانون توجه حسابداری باشند، می توان افشا را به عنوان ارائه اطلاعات لازم برای عملکرد بهینه بازار کارآمد سرمایه تعریف کرد.

دادن اطلاعات به گروه های ذینفع :(کارکنان و نهادهای دولتی)

با توجه به تمایل کارکنان ودولت به افشای اطلاعات هر ساله در فرانسه یک تراز نامه اجتماعی ارائه می کنند که شامل موارد زیر است:

•اشتغال

•هزینه های مرتبط با دستمزد

•خدمات بهداشتی و ایمنی

•سایر شرایط کار

•آموزش کارکنان

•روابط کار

•سایر شرایط زیست نظیر تأمین مسکن ، حمل و نقل توسط شرکت

طرفداران حسابداری منابع انسانی در ایالات متحده استدلال می کنند که شرکتها باید به کارکنان آموزش دهند زیرا این آموزش ها باعث میشود که کارکنان بتوانند در آینده در سایه خدمات بهتر منافع بیشتری به بار آورند، در این صورت هزینه آموزش را باید به عنوان یک قلم سرمایه(دارایی) ثبت کرد ونه هزینه جاری .و یا دست کم مشروح مخارج انجام شده گزارش شود .

میزان اطلاعاتی که باید افشا شود.

واژه افشا در گسترده ترین مفهوم خود به معنی ارائه اطلاعات میباشد . حسابداران میکوشند این عبارت را با مفهوم دقیق تری به کار ببرند وهدف آنها ارائه اطلاعات مالی درباره شرکت است که از طریق گزارشات مالی ارائه میشود.گاهی مفهوم این عبارت باز هم محدود تر میشود ومقصود اطلاعاتی

است که در محتوای صورت مالی گنجانده نشده است.

موضوع افشای اطلاعات در ترازنامه،صورت سود وزیان وصورت جریان های نقدی تحت عنوان شناخت،اندازه گیری یا تعیین ارزش اقلام قرار میگیرد.دردقیق ترین دیدگاه،افشای اطلاعات شامل بحث های مدیریت، تجزیه تحلیل ،یادداشتهای پیوست صورت های مالی و صورت حسابهای مکمل میشود.

کمیته استانداردهای بین المللی حسابداری ابراز داشت:

صورت های مالی باید واضح و قابل درک باشد، بر پایه سیاست های حسابداری قرار دارند، این سیاست ها در شرکت های مختلف متفاوت هستند ،هم در یک کشور هم در کشورهای مختلف.این افشا نقش مهم و حیاتی داردو خوانندگان باید بتوانند آنها را به صورت دقیق درک نمایند.

میزان اطلاعاتی که افشا می شود:

üتا حدودی به میزان اطلاعات و تخصص استفاده کنندگان بستگی دارد .

طبق نظر FASB:

برای کسانی که در مورد فعالیت های اقتصادی و تجاری دارای درک معقولی هستند ومیتواننداطلاعات را با آگاهی معقول مطالعه نمایند ،جامع و فراگیر باشد.

üدر عین حال به مفاهیم مورد قبول حرفه حسابداری و نیز به استانداردی بستگی دارد که نسبت به بقیه مطلوب تر است.

اطلاعاتی که باید افشا شود دارای سه ویژگی می باشد:

مناسب، منصفانه ، و کامل

مناسب :کمترین مقداراطلاعاتی که افشا میشود با این هدف منفی (که صورت های مالی موجب گمراهی نخواهد شد،) سازگار است .

منصفانه : هدف، مبتنی بر رعایت اصول اخلاقی یاآیین رفتار حرفه ای

کامل : همه اطلاعات مربوط مهم واثر گذار افشا خواهدشد.

استاندارد هایی برای افشای اطلاعات

در یک دنیای آرمانی اتخاذ تصمیم درباره سطح یا میزان اطلاعاتی که باید افشا شود، بر اساس این فرض قرار می گیرد که افشای اطلاعات بیشتر میتواند موجب افزایش رفاه اجتماعی شود.

FASB: اطلاعات باید مهم واثر گذار،به هنگام و قابل درک باشد. همچنین اطلاعات باید قابل اتکا، بی غرضانه و اعداد باید دارای صداقت باشد.فرض بر این است که اگر اطلاعات دارای این ویژگی ها باشند منافع جامعه تأمین خواهد شد.

افشای اطلاعات الزامی یا اختیاری:

بسیاری از صاحبنظران بر این باورند که شرکت ها همه اطلاعاتی را که برای کارکرد بهینه بازار سرمایه لازم دارند، افشا میکنند.با این توصیح که این اطلاعات در قالب یادادشت های پیوست صورت های مالی و یا صورت حساب های مکمل افشا میشود.

فـرد چوی استاد دانشگاه نیویورک به این نتیجه رسید که: شواهد ومدارکی مبنی بر وجود رابطه مستقیم بین افشای اطلاعات و ورود به بازار سرمایه در سطح جهانی در دست است .

تدوین مقررات برای افشای اطلاعات

در ایالات متحده آمریکا در 1934 مقامات اقدام به تشکیل کمیسیون بورس و اوراق بهادار کردند . اغلب با اطمینان نسبی و آکنده از حقیقت گفته می شود که کمیسیون مزبور مسئول میزان اطلاعاتی است که باید افشا شود و هیئت استانداردهای حسابداری مالی مسئول شکلی است که اطلاعات باید بدان گونه افشا شوند . کمیته مشاوره درباره افشای اطلاعات ، مأموریت کمیسیون بورس و اوراق بهادار را به صورت زیر بیان کرد:

از دیدگاه سیستم افشای اطلاعات شرکت ها ، وظیفه کمیسیون این است که به مردم اطمینان بدهد که اطلاعات به شیوه ای معقول و با کارآیی بالا ارائه می شوند ، این اطلاعات به هنگام و قابل اعتماد هستند و سرانجام اطلاعات مربوط به امور شرکت در رابطه با سرمایه گذاری آگاهانه و تصمیم گیری های مربوطه ( در مورد شرکت ) ارائه می گردد .

کـنت ماست یکی از نظریه پردازان حسابداری یادآور می شود که یکی از اثرات ناشی از اقدام مزبور این است که این امکان به وجود می آید تا کمیسیون بورس و اوراق بهادار شکل و محتوای گزارشات مالی را تعیین ( دیکته ) کند .

شکل اطلاعاتی را که باید افشا کرد

علاوه بر داده های کمی را که معمولاً در صورتهای مالی سنتی ارائه می کنند ، ارائه شرح تفصیلی درباره بخش های متعدد یک واحد تجاری در مورد انواع محصول و ویژگی های مناطق جغرافیایی ، ناشی از رشد یا ادغام شرکت ها ( برای تشکیل مجتمع های بزرگ ) نیز میتواند بسیار ارزنده باشد .

پیش بینی های مالی

این که چه نوع اطلاعاتی را باید پیش بینی کرد و میزان قابل اتکا یا قابل اعتماد بودن آنها را چگونه باید تعیین کرد ، یک پرسش های مطرح و بدون پاسخ است . شاید سود خالص و سود هر سهم از جمله اعداد یا مقادیری باشند که احتمالاً بیشتر پیش بینی می شوند ، ولی شاید پیش بینی این اعداد مشکل تر و چه بسا کمتر قابل اتکا باشند . وجود چنین وضعی ناشی از این است که پیش بینی سود حسابداری به چندین متغیر ذهنی ( ارزشی ) و مفروضاتی بستگی دارد که افراد در مورد شرکت و سیستم اقتصادی در نظر می گیرند .

هنگامی که اطلاعات مربوط به پیش بینی هایی مالی واطلاعات دیگر در مورد شرکت منتشر می شود، لازم است در مورد سیستم اقتصادی و سایر عوامل خارجی مفروضات اصلی بیان شود تا استفاده کنندگان از این اطلاعات بتوانند میزان قابل اتکا بودن آنها را بهتر ارزیابی کنند.

تغییرات حسابداری

از مدت ها پیش تصور بر این بود که برای قضاوت در مورد فعالیت های شرکت و پیش بینی فعالیت های آینده، لازم است که اصول و رویه های حسابداری رعایت شوند.

هرگاه تغییری رخ دهد ، اطلاعات مربوط را باید در صورت های مالی افشا کرد . هنگامی که تغییری رخ می دهد باید دلایل مربوطه و موجه ارائه شود . تغییرات حسابداری از این قرارند : تغییر در اصول حسابداری ، در برآوردهای حسابداری و در واحد تجاری که گزارشاتی ارائه می کند . افشای اطلاعات درباره این تغییرات ، مانند اطلاعاتی که درباره سیاست های حسابداری افشا می شود ، بسیار ضروری است ، به ویژه در رابطه با تصمیماتی که در زمینه سرمایه گذاریها اتخاذ می شود .

رویدادهای پس از تهیه صورتهای مالی

اطلاعات مربوط به رویدادهای مهمی که پس از تاریخ تهیه صورت های مالی ، یا هنگامی که این صورت های مالی در حال تهیه شدن هستند ( ولی پیش از تکمیل شدن گزارش ) رخ می دهند باید به صورتی روشن ، درست و دقیق ارائه شوند {اطلاعات مربوطه افشا شود }

پس از تاریخ تهیه صورت های مالی ولی پیش از تکمیل شدن این نوع گزارشات ، دو نوع رویداد مهم می توانند رخ دهند . آنها از این قرارند :

* رویدادهایی که به صورت مستقیم ، بر مبالغ گزارش شده در صورت های مالی اثر بگذارند .

*رویدادهایی که می توانند بر قابل اتکا بودن مقادیر ارائه شده در ترازنامه و یا بر رابطه بین دارندگان سهام اثر بگذارند و یا اینکه بتوانند بر جنبه مفید بودن اطلاعات ارائه شده در مورد فعالیت های گزارش شده ( از سالهای قبل ) اثر بگذارند {البته از نظر پیش بینی هایی که در دوره جاری می شود }

روش های افشای اطلاعات

افشای اطلاعات مستلزم کاربرد همه فرآیندهای گزارشگری مالی می شود . ولی برای افشای این اطلاعات چندین روش شناخته شده و متداول وجود دارد . در هر موردی ماهیت اطلاعات و اهمیت نسبی آن تعیین کننده بهترین روشی است که باید اطلاعات مزبور را ارائه کرد . متداول ترین روش های افشای اطلاعات به شرح زیرند :

.1شکل و شیوه تنظیم صورتهای مالی ( به روش رسمی)

.2واژگاه فنی و ارائه شرح تفصیلی.

.3ارائه اطلاعات در پرانتز.

.4یادداشت پیوست صورتهای مالی .

.5جدول ها و صورتهای مالی مکمل .

.6تفسیرهای ارئه شده در گزارش حسابرس.

.7نامه مدیر عامل یا رئیس هیئت مدیره .

شکل و شیوه تنظیم صورتهای مالی رسمی

در صورت امکان باید مهم ترین اطلاعات را در محتوای صورتهای مالی ارائه کرد . دارایی ها و بدهی ها و اثر هر یک از این اقلام بر سود خالص و بر حقوق صاحبان سهام را باید به محض رویداد و تغییر در این اقلام ( تغییری را که بتوان با درستی و صحت نسبی تعیین کرد ) در صورتهای مالی ارائه کرد .

واژگان فنی و ارائه شرح تفصیلی

اصطلاحات فنی ، در صورتی که دارای معنی دقیق و شناخته شده باشند ، می توانند بسیار مفید واقع شوند ، ولی بسیاری از اصطلاحات فنی که در حسابداری مورد استفاده قرار می گیرند دارای معنی و مفهوم دقیق نمی باشند . در چنین مواردی ، حسابداران باید از عبارتها یا اصطلاحات توصیفی استفاده کند ، یعنی همان واژگان و اصطلاحات فنی را که تحلیلگران مالی و سایر خوانندگان آگاه به کار می برند .

همچنین تعیین مقدار اطلاعاتی را که باید ارائه کرد و انتخاب اقلامی را که باید به صورتی جداگانه فهرست نمود بر اساس هدف های گزارش و اهمیت اقلام تعیین میشود.

ارائه اطلاعات در پرانتز

مهمترین اطلاعات را باید در محتوای صورت های مالی ارائه کرد (و نه در یادداشت های پیوست وجدول های مکمل) اگر در صورت مالی عنوان اقلام به گونه ای نیست که شرح یا وصف کاملی از آنها بدهد و فرد ناگزیر باشد عنوان های طولانی به کار ببرد،بهتر است که شرح یا تعریف اضافی در پرانتز داده شود،پرانتزی که پس از عنوان اقلام در صورت های مالی قرار میگیرد.

یادداشت های همراه صورت های مالی

از یک سو موجب بهبود گزارشگری شده ، از سوی دیگرموجب تأخیر در بسط و تکامل صورت های مالی شده است .

مزایای عمده یادداشت های همراه صورت های مالی:

.1ارائه اطلاعات غیر کمی به عنوان جزء لاینفک صورت های مالی

.2افشای مشروط و محدودیت های مرتبط با اقللام مندرج در صورت های مالی

.3افشای شرح تفصیلی بیشتری که نمی توان در متن صورت های مالی منعکس کرد

.4ارائه مطالب کمی یا توصیفی که از اهمیت ثانویه برخوردارند.

نقاط ضعف عمده یادداشت های همراه صورت های مالی

.1مشکل بودن خواندن و درک مطالب مندرج در آن

.2خطر استفاده ی بیش از اندازه از یادداشت های همراه، به جای توسعه مناسب اصول لازم برای انعکاس ارتباطات و رویدادها

*تاریخچه فعالیت واحد انتفاعی

*توصیف اهم رویه های حسابداری یا تغییر در آنها

(نظر به اینکه اغلب تکنیک های ارزشیابی و تخصیص، بر صورت سود و زیان و ترازنامه تأثیر می گذارد، افشای این روش ها در یادداشت ها بهتر از ارائه اطلاعات داخل پرانتز در متن صورت های مالی است )

*شرح حقوق طلبکاران نسبت به دارایی های خاص یا اولویت حقوق آنان

(انواع متداول اولویت حقوق طلبکاران را می توان با اشاره ای مختصر در متن ترازنامه منعکس کرد . اما در مواردی که این اولویت پیچیده یا غیر متعارف است ، افشا در یادداشت های همراه صورت های مالی ضرورت دارد.)

*افشای بدهی های احتمالی: واحد تجاری نباید بدهی احتمالی را شناسائی کند!

(اما چنانچه گزارش نکردن بدهی های احتمالی ائیکه با ابهام زیاد و احتمال شتباه بودن مواجه هستند، موجب محتمل شدن زیان غیر عملیاتی قابل توجهی شود که بر تصمیم گیری ها تأثیر بگذارد افشا در یادداشت های همراه صورت های مالی ضرورت دارد)

*افشای محدودیت های اعمال شده بر توزیع سود سهام

*توصیف رویدادهائیکه بر سهام و حقوق سهامداران تأثیر می گذارند . (تغییرات با اهمیت این حقوق ، از لحاظ داشتن سهم در سود و خالص دارایی های واحد انتفاعی ، که بر اثر رویدادهای طی دوره مالی ایجاد شده است باید در متن ترازنامه، یا یادداشت های همراه افشا گردد.)

*تشریح قراردادهای تعهد آور

چون انعقاد این قراردادها، معرف تعهداتی در آینده است، افشای آنها از لحاظ تصمیم گیری ها و پیش بینی گردش وجوه نقد در آینده ، بسیار مربوط و با اهمیت می باشد .

*افشای رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه که مستلزم تعدیل صورت های مالی نمی باشد

نوشته شده توسط : محمدرضا حاجی رضا

ارزش افزوده اقتصادی     EVA  

ارزش افزوده اقتصادی (EVA)

مفهوم ارزش افزوده اقتصادی

ارزش افزوده اقتصادی معیار اندازه‌گیری عملکردی است که راه‌های منجر به افزایش یا از بین رفتن ارزش شرکت را به درستی محاسبه می‌نماید. این معیار نشاندهنده سود باقیمانده پس از کسر هزینه‌های سرمایه‌ای است.

ارزش افزوده اقتصادی (EVA) که یک معیار عملکرد ساده تلقی می‌شود و تصویر واقعی از ایجاد ثروت برای سهامداران ارائه کرده و در اتخاذ تصیمات سرمایه‌گذاری و شناسائی فرصت‌هائی برای بهبود و توجه به منافع کوتاه‌مدت همانند منابع بلندمدت به مدیران کمک می‌کند.

تاریخچه ارزش افزوده اقتصادي

ابزار تحليلي EVA،در سال 1982از سوي موسسه «استرن و استيوارت»واقع در

نيويورك به كار گرفته شد

ارزش افزوده اقتصادي اولین بار توسط استرن-استوارت جهت ارائه خدمات مشاوره ای

به شرکتهایی که ميخواهند یک سطح جبران خدمت مناسبی را برای مدیرانشان را تعیین

کنند ، ایجاد و ارائه شد.

نوآوراني مانند استرن محدوديت عملي سودهاي حسابداري را مورد بازبيني وسازماندهي

مجدد قرار دادند. برخلاف معيارهاي سنتي مانند EBIT و NOPAT و ...، EVA

سودآوري واقعي شركت‌ها را مورد بررسي قرارميدهد مي‌دهد.

شركت‌هاي بزرگي مانند Coca-cola، Diago، SPX...، EVA را به عنوان راهنماي

ايجاد ارزش براي سهامدارن به‌كار مي‌برند. شركت‌هاي سرمايه‌گذاري مانند :

Management Global asset و Oppneheimer Capital از EVA، در

انتخاب سهام، ساختار پرتفوي و فرايند كنترل ريسك استفاده مي‌كنند.

مفهوم ارزش Value concept

ارزش چیست ؟

عبارت است از بار معنایی خاص که انسان به برخی اعمال ، حالتها و پدیده ها نسبت می دهد.

معيارهاي ارزيابي عملكرد

معيارهاي ارزيابي عملكرد:

1- ارزیابی عملکرد با استفاده از تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی

2- ارزیابی عملکرد با ترکیب اطلاعات حسابداری و بازار

3- ارزیابی علمکرد با استفاده از داده‌های مدیریت مالی

4- ارزیابی عملکرد با استفاده از داده‌های اقتصادی

مشكلات ارزيابي عملكرد در بند هاي 1 ، 2و3

معیارهای اولیه همچون سود رشد سود، سود هر سهم (EPS) سود نقدی هر سهم

(DPS) و سود قبل از بهره و مالیات(EBIT)وبازده سرمایه گذاری ROI) ) ونرخ

بازده سرمایه و... به واسطه استفاده از سود حسابداری دارای ایرادات وعیوبی بودند

زیرا این سود در اثر موارد زیر قابل تغییر است:

1- روش‌های ارزشیابی موجودی‌ها

2- روش‌های استهلاک دارائی‌های ثابت

3- روش‌های برخورد با هزینه‌های سرمایه‌ای

4- روش‌های ذخیره‌گیری

5- روش‌های استهلاک سرقفلی تلفیقی

چرایی و چگونگی مطرح شدن:

1-جدائي مالكيت از مديريت (تضاد منافع).

2- معیارهای اولیه همچون سود، رشد سود، سود هر سهم (EPS) سود نقدی هر سهم (DPS) و نرخ بازده سرمایه به واسطه استفاده از سود حسابداری دارای ایرادات و عیوبی هستند.

3-ايجاد انگيزه براي مديران براي ارزش آفريني.

4- به وجود آمدن معيار مناسب جهت پاداش به مديران .

تعريف ارزش افزوده اقتصادي Economic Value Added

تعریف EVA

* ارزش افزوده اقتصادي ، معياري است كه جهت نظارت كلي در زمينه خلق ارزش،درشركت بكار برده

ميشود. ارزش افزوده اقتصادي راهبرد نيست ، بلكه راهي است كه نتايج را اندازه گيري ميكند .

* ارزش افزوده اقتصادي عبارتست از تفاوت بين سود خالص عملياتي بعد ازماليات(NOPAT) وهزينه

سرمايه.

* ارزش افزوده اقتصادي نسخه تكامل يافته RIاست كه از آن كليه هزينه هاي سرمايه از جمله هزينه

فرصت كسر ميشود.

* بنابراين EVA متفاوت ازابزارهاي سنتي سنجش سود حسابداري مانندEBIT، و EPSو...است.

زيرا EVA كل هزينه‌هاي تامين سرمايه را در نظرمي‌گيرد.

روشهاي محاسبهEVA

روشهای محاسبه EVA

EVA= (r - c) × Capital

EVA= (r × Capital) - (c × Capital)

EVA= NOPAT - (c × Capital)

نرخ بازده سرمایهr

نرخ هزینه سرمایهc

سرمایه Capital

سود خالص عملیاتی پس از مالیات NOPAT

ارزش افزوده اقتصادی EVA

تعريف كلمات كليدي:

نرخ بازده سرمایه (r)

سود خالص عملياتي پس از ماليات(NOPAT)

هزینه کاهش ارزش موجودی‌ها +) صرفه‌جوئی مالیاتی هزینه بهره - هزینه بهره( + سود خالص

حسابداری پس از کسر مالیات + هزینه معوق + هزینه مزایای پایان خدمت کارکنان + هزینه

مطالبات مشکوک‌الوصول + هزینه کاهش ارزش سرمایه‌گذاری‌ها

سرمايه (Capital)

ذخیره کاهش ارزش سرمایه‌گذاريها + ذخیره کاهش ارزش موجودی‌ها + بدهی‌های بهره‌دار +

جمع حقوق صاحبان سهام + (هزینه‌های پرداختنی) بدهی بابت هزینه‌های معوق + ذخیره مزایای

پایان خدمت کارکنان + ذخیره مطالبات مشکوک‌الوصول

نرخ هزینه سرمایه‌ای (c) يا )متوسط موزون هزينه سرمايهwacc )

منابع تأمین مالی که مشمول هزینه سرمایه‌ای هستند شامل:

الف) بدهی‌های بهره‌دار

ب) اوراق قرضه منتشره

ج) سهام عادی

د) سایر مشتقات حقوق صاحبان سهام
فرمول محاسباتی نرخ هزینه سرمایه‌ای به‌شرح ذیل است:

طبق مفهوم ارزش افزوده ، ايجاد ارزش در شركت به عوامل زير بستگي دارد:

1- شركت از سرمايه به كار گرفته شده چه بازدهي كسب ميكند؟

2- براي سرمايه به كار گرفته شده ، چه هزينه اي پرداخت

مي شود؟

EVA متشکل از 2 اصل اساسی در تصمیم‌گیری مدیرآن است:

1-هدف مالی اولیه هر شرکتی باید حداکثرسازی ارزش و ثروت سهامداران می‌باشد.

2-ارزش‌ هر شرکت بستگی به این دارد که تا چه حد سودهای آتی مورد انتظار کمتر یا بیشتر از هزینه سرمایه‌ای آن است.

با توجه به جهتگیری EVA، مدیران عملیاتی دارای سه عامل انگیزشی مهم به‌شرح ذیل هستند:

1-تلاش برای کسب بازدهی بیشتر از امکانات موجود.

2- سرمایه‌گذاری در پروژه‌هائی که نرخ بازده آنها بیشتر از نرخ هزینه سرمایه‌ای آنها است.

3- واگذاری سرمایه‌گذاری‌ها و پروژه‌هائی که نرخ هزینه سرمایه‌ای آنها بیشتر از نرخ بازده آنها است.

كاربرد هاي EVA

كاربرد ارزش افزوده را مي توان در سه حوزه مورد توجه قرار داد:

1- كاربرد اقتصادي : شناخت توانمنديهاي اقتصادي بنگاهها نظير بهره وري منابع و عوامل توليد.

2- كاربرد مديريتي : شناخت توانمنديها و كاركردهاي منابع انساني نظير نيروي كار توليد به منظور سنجش عملكرد.

3- كاربرد حسابداري : تحليل مالي منطقي و سودمند از وضعيت و عملكرد مالي بنگاههاي اقتصادي در مقايسه با سود حسابداري.

مزاياي EVA

مزایای استفاده از ارزش افزوده اقتصادی (EVA)

1- EVA رابطه نزدیکی با خالص ارزش فعلی (NPV) دارد.

2-EVA مدیران ارشد شرکت را نسبت به معیاری که بیشتر تحت کنترل آنها است، پاسخگو می‌کند.

3- EVA از طریق همه تصمیماتی که مدیران شرکت‌های اتخاذ می‌کنند تحت‌تأثیر واقع می‌شود.

4- EVA معیار مناسبی جهت تعیین پاداش مدیران می‌باشد.

5- EVA با ارزش بازار شرکت در ارتباط است.

مزایای ارزش افزوده اقتصادی (EVA)

6- EVA به‌عنوان یک معیار عملکرد اقتصادی با معیارهای دیگری همچون ارزش افزوده نقدی سرمایه‌گذاری ، ارزش افزوده سهامداران و بازده جریان نقدی روی سرمایه‌گذاری سازگار است.

7- EVA به‌عنوان معیار داخلی سنجش عملکرد موفقیت شرکت در افزودن ارزش به سرمایه‌گذاری سهامدارانش را به بهترین نحو نشان می‌دهد.

8- EVA نشان می‌دهد که ارزش شرکت مستقیماً به عملکرد مدیریت بستگی دارد.

9- EVA می‌تواند مبنائی برای تعیین اهداف سرمایه‌گذاری در پروژه‌ها قرار گیرد.

10- EVA به‌عنوان معیار اندازه‌گیری عملکرد کمتر در معرض تعریف‌های حسابداری قرار دارد.

معایب EVA

1- محاسبه ارزش افزوده اقتصادی شامل محاسبه نرخ بازده و نرخ هزینه سرمایه می‌باشد که مشکل است.

2- ارزش افزوده اقتصادی معمولاً براساس ارقام تاریخی محاسبه می‌شود.

3- گاهی اوقات تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی غیرعملی است مثلاً برای شرکت‌هائی که تازه راه‌اندازی شده‌اند یا برای شرکت‌های سرمایه‌گذاری، تجزیه و تحلیل ارزش افزوده اقتصادی مناسب نیست.

ارزش افزوده بازار Market Value Added

از ديدگاه مالي: EVA، براساس چگونگي ارتباطش با ارزش افزوده بازار MVA)) تعريف مي‌شود. در اين روش، MVA (يا NPV) برابر با ارزش فعلي EVA‌هاي آتي مورد انتظار شركت است. از طرفي، MVA عبارت است از تفاوت بين ارزش شركت و ارزش دفتري اقتصادي سرمايه به‌كار گرفته شده در شركت.

1- MVA نشان دهنده اين موضوع است كه چگونه يك شركت به طورموفقيت آميزي

سرمايه اش را به كار برده و فرصت هاي سود آورآتي را پيش بيني كرده است

2- هدف اوليه و اساسي هر واحد انتفاعي بايد حداكثر كردن MVAباشد.

3- EVAايجاد كننده MVAاست ،زيرا ارزش فعلي EVAهاي آتي است كه مبناي ارزيابي و ارزشگذاري شركت در بازار است

رابطه بين EVA&MVA

1- EVAمعيار داخلي براي سنجش عملكرد است وMVAمعيار خارجي .

2- MVAاثرات ناشي از اقدامات مديريت از زمان تاسيس شركت را مورد ارزيابي قرار ميدهد وEVAيكسال خاص را ارزيابي ميكند.

3-MVA نشاندهنده ارزيابي جامعه سرمايه گذار از فعاليت شركت است و متاثر از عملكرد يكسال نميباشد ولي EVAمربوط به يكسال واحد ميباشد.

4- EVAايجاد كننده MVAاست.

5- اگر EVAهاي آتي مثبت باشند، سهام شركت در بازار به صرف فروخته ميشود و بلعكس .

بررسي ارتباط بين

BSC-ABC-EVA

هزينه يابي بر مبناي فعاليت ابزاري براي رسيدن به هدفها

توسعه و پيچيدگي محصولات

جدائي مالكيت از مديريت

و لزوم ارزيابي عملكرد

نتيجه گيري :

1- هزینه یابی برمبنای فعالیت، ارزیابی متوازن و ارزش افزوده اقتصادی

ابزارهای مناسبی هستند که می توانند شرکت را در دستیابی به موفقیت در

محیط تجاری، رقابتی امروزی کمک کنند.

2- ارتباط فيمابين :

الف) هزینه یابی برمبنای فعالیت می تواند مدیران را در فهم اثربخشی تصمیماتشان یاری رساند.

ب) ارزیابی متوازن دیدگاه عملکردی را به منظور گنجاندن شاخصهای مالی و غیرمالی گسترده است.

ج) ارزش افزوده اقتصادی ارتباط بین تصمیمها را نشان می دهد و بر معیارهای عملکرد سیستم پاداش به منظور خلق ارزش تمرکز دارد.

نتيجه گيري كلي

1- بنابراين EVA متفاوت ازابزارهاي سنتي سنجش سود حسابداري مانندEBIT ، و EPS و...است. زيرا EVA كل هزينه‌هاي تامين سرمايه را در نظرمي‌گيرد.

2- با توجه به اینکه معیار EVAبه توانایی بنگاه اقتصادی در خلق بازده مازاد بر بازده مورد انتظار سرمایه گذاران براساس ریسک معین اشاره دارد می تواند میزان اثربخشی عملیات شرکت را اندازه گیری کند.

3- EVA یک معیار با چند هدف است یکی ارزیابی عملکرد، دیگری تعیین ارزش سهام، بودجه‌بندی علی‌الخصوص بودجه‌بند سرمایه‌ای و کمک به تعیین میزان پاداش مديران که استحقاق آن را داشته و یک عامل انگیزشی به حساب می‌آید.

4-ABC ، BSCو EVAابزارهای مناسبی هستند که می توانند شرکت را در دستیابی به موفقیت در محیط تجاری، رقابتی امروزی کمک كنند .

نوشته شده توسط : محمدرضا حاجی رضا

آیین نامه تشکیل مجامع

آيين‌نامه تشكيل مجامع عمومي و شوراهاي عالي شركتهاي دولتي‌

26/6/1382

آيين‌نامه تشكيل مجامع عمومي و شوراهاي عالي شركتهاي دولتي‌

شماره‌ : .29683ت‌28882هـ

تاريخ‌ : 1382.06.26
وزارت امور اقتصادي و دارايي - سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور
هيأت وزيران در جلسه مورخ 1382.6.16 بنا به پيشنهاد مشترك شماره 61.3646.15695 مورخ1382.4.1 وزارت امور اقتصادي و دارايي و سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور و به استناد اصل يكصدو سي و هشتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران‌، آيين‌نامه تشكيل مجامع عمومي و شوراي عالي شركتهاي‌دولتي را به شرح زير تصويب نمود:

آيين‌نامه تشكيل مجامع عمومي و شوراهاي عالي شركتهاي دولتي‌
ماده 1- كليه شركتهاي دولتي و مادر تخصصي و بانكها كه نمايندگي سهام دولت در مجامع عمومي و ياشوراي عالي آنها به عهده اعضاي هيأت وزيران است و همچنين مؤسسات انتفاعي وابسته به دولت كه از اين‌پس به اختصار"شركتهاي مشمول اين آيين‌نامه‌" ناميده مي‌شوند، تابع مقررات اين آيين‌نامه
مي‌باشند.
ماده 2- رؤساي مجامع عمومي‌، يا شوراي عالي شركتهاي مشمول اين آيين‌نامه يا ساير مراجعي كهبراساس قانون تشكيل يا اساسنامه اين قبيل شركتها و مؤسسات مكلف به دعوت از مجامع عمومي يا شوراي‌عالي مربوط هستند، مي‌بايد حسب مورد مجامع عمومي يا شوراي عالي را با رعايت مواعد مقرر در اساسنامه‌يا مواعد مقرر در قوانين ذي‌ربط به منظور بررسي و اتخاذ تصميم نسبت به موارد مطرح شده در دستور جلسه‌مجمع عمومي يا شوراي عالي دعوت نمايند.
تبصره 1- مراجع مذكور مكلفند فاصله قانوني نشر و يا ارسال دعوتنامه مجامع عمومي و تاريخ تشكيل‌آن را برابر مقررات اساسنامه و ماده (98) قانون اصلاح قسمتي از قانون تجارت رعايت نموده و كليه‌مستندات و اطلاعات مربوط به موارد دستور جلسه را در موعد مقرر قانوني براي اعضاي مجمع ارسال نمايند.
تبصره 2- اتخاذ تصميم راجع به كليه اموري كه در صلاحيت مجمع عمومي شركتهاي مشمول اين‌آيين‌نامه است مستلزم رعايت تشريفات مندرج در اين ماده‌، دعوت از اعضا و تشكيل جلسه مجمع عمومي‌است‌.
ماده 3ـ هيأت مديره يا هيأت عامل شركتهاي مشمول اين آيين‌نامه حسب مورد موظف هستند حداكثر تاپانزدهم شهريور ماه هر سال هدفها، خط مشي و برنامه‌ريزي عملياتي و بودجه سال بعد خود را همراه باگزارشهاي توجيهي و مستندات مربوط براي مجمع عمومي يا شوراي عالي ارسال دارند.
ماده 4ـ مراجع مذكور در ماده (1) مكلفند نسبت به بررسي خط مشي و برنامه‌ريزي و بودجه پيشنهادي‌اقدام و طبق برنامه‌ريزي زمان بندي بخشنامه بودجه هر سال‌، بودجه شركت يا مؤسسه انتفاعي وابسته به‌دولت را تصويب و براي درج در لايحه بودجه كل كشور به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور ارسال كنند.
ماده 5 ـ شركتهاي مشمول اين آيين‌نامه مكلفند ضمن رعايت مواعد قانوني مربوط‌، نسبت به ارايه به‌موقع صورتهاي مالي و گزارش هيأت مديره در مورد عملكرد و وضع عمومي شركت در سال مالي مربوط به‌حسابرس و بازرس قانوني اقدام و گزارش حسابرسي و بازرسي مربوط به صورتهاي مالي و گزارش عملكرد رابراي رئيس مجمع يا شوراي عالي ارسال دارند تا به همراه دعوتنامه تشكيل مجمع يا شوراي عالي‌، براي‌اعضاي مجمع يا شورا فرستاده شود.
ماده 6ـ شركتهاي مادر تخصصي داراي شركت يا شركتهاي زيرمجموعه‌، مكلف به ارايه صورتهاي مالي‌تلفيقي طبق استانداردهاي پذيرفته شده حسابداري هستند. مجامع عمومي يا شوراي عالي اين گونه شركتهامكلف به تشكيل جلسه براي بررسي و اتخاذ تصميم نسبت به صورتهاي مالي تلفيقي حداكثر تا پايان‌شهريور ماه هر سال هستند.
ماده 7ـ پيشنهاد انتخاب اعضاي هيأت مديره و مديرعامل يا اعضاي هيأت عامل كليه شركتهاي مشمول‌اين آيين‌نامه‌، به انضمام خلاصه‌اي از سوابق تجربي و تحصيلي و عملكرد آنان به همراه دعوتنامه براي‌تشكيل جلسه مربوط براي اعضاي مجمع عمومي يا شوراي عالي ارسال شود و با تشكيل جلسه مجمع‌عمومي يا شوراي عالي نسبت به انتخاب آنان اتخاذ تصميم شود.
ماده 8 ـ پيش نويس آيين‌نامه‌ها و دستورالعملهايي كه طبق اساسنامه شركت نياز به اخذ مصوبه از مجمع‌و جنبه سياستگذاري و تعيين خط مشي دارند بايد ضمن درج در دستور جلسه مجمع عمومي يا شوراي عالي‌مربوط به همراه دستور جلسه قبل از برگزاري جلسه براي اعضاي مجمع عمومي يا شوراي عالي ارسال و درجلسه مذكور مطرح و اتخاذ تصميم شود.
تبصره - با توجه به وظايف وزارت امور اقتصادي و دارايي در تنظيم سياستهاي مالي كشور و ايجادهماهنگي در امور مالي و اجراي سياستهاي مالي و همچنين وظايف سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور درتنظيم امور استخدامي كشور، پيشنهادهاي مربوط به آيين‌نامه‌هاي مالي و معاملاتي با اخذ نظر كارشناسي‌وزارت امور اقتصادي و دارايي و پيشنهادهاي مربوط به آيين‌نامه‌هاي استخدامي با اخذ نظر كارشناسي‌سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور قابل طرح در مجمع عمومي يا شوراي عالي مربوط است‌. در صورتي كه‌نظر كارشناسي دستگاههاي مذكور ظرف يك ماه از تاريخ ارسال به دستگاههاي مذكور اعلام نشود اين امرمانع طرح و تصويب آيين‌نامه‌هاي مذكور در مجامع عمومي يا شوراي عالي مربوط نخواهد بود.
ماده 9ـ رؤساي مجمع عمومي يا شوراي عالي شركتهاي مشمول اين آيين‌نامه مكلف هستند نسبت به‌اخذ گزارش اقدامات هيأت مديره يا هيأت عامل اين شركتها درخصوص انجام تكاليف مندرج درصورتجلسه مجمع در پايان هر دوره سه ماهه بعد از تشكيل مجمع اقدام و نسخه‌اي از آن را براي اعضاي‌مجمع عمومي ارسال نمايند.
گزارشهاي مربوط به موضوعات خاص مورد نظر اعضاي مجمع عمومي مستقيماً، حسب درخواست‌اعضاي مجمع‌، توسط هيأت مديره و يا هيأت عامل شركتها ارايه خواهند شد.
تبصره - هيأت مديره يا هيأت عامل شركتهاي مشمول اين آيين‌نامه موظف هستند در جلسات رسيدگي به‌عملكرد سالانه‌، گزارش اقدامات خود را درخصوص انجام تكاليف مندرج در صورتجلسه را به مجمع‌عمومي يا شوراي عالي ارايه نمايند.
ماده 10ـ با رعايت تبصره (72) قانون بودجه اصلاحي سال 1352 و قانون بودجه سال 1353 كل‌كشور، تفويض اختيار توسط نمايندگان سهام دولت در مجامع عمومي شركتهاي دولتي مشمول اين آيين‌نامه‌تنها با ملحوظ كردن موارد زير قابل انجام است‌:
الف - اتخاذ تصميم در مورد خط مشي‌، تغيير و اصلاح مفاد اساسنامه‌، آيين‌نامه‌هاي مالي‌، معاملاتي‌ ،استخدامي‌، فروش داراييهاي ثابت‌، تغيير سرمايه‌، تصويب بودجه و صورتهاي مالي‌، انحلال و ادغام غيرقابل‌تفويض است‌.
ب - اختيار درخواستي براي تفويض بايد در اساسنامه شركت يا ساير مقررات مربوط از جمله وظايف واختيارات مجمع عمومي باشد.
ج - اختيار مورد واگذاري بايد در ارتباط با اتخاذ تصميمات فوري‌، به تشخيص رئيس مجمع عمومي ياشوراي عالي باشد.
د- اعتبار اختيار مورد واگذاري براي مدت محدود و حداكثر تا يك سال و تاريخ تشكيل جلسه بعدي‌مجمع عمومي خواهد بود.
هـ- اختيار تفويض شده بايد در صورتجلسه مجمع عمومي كه با حضور نمايندگان سهام دولت تشكيل‌مي‌شود، به نحو مشخص ذكر شود.
و- رئيس مجمع عمومي مكلف است گزارش موارد استفاده از اختيار تفويض شده را در هر مورد به مجمع‌عمومي كتباً ارسال نمايد.
ز- در صورت عدم تمايل هر يك از نمايندگان سهام دولت در مجمع عمومي با تفويض اختيار، رئيس‌مجمع عمومي مكلف است قبل از اتخاذ تصميم نسبت به موضوع‌، نسبت به اخذ نظر نماينده يا نمايندگان‌مذكور اقدام و سپس با عنايت به اختيار تفويض شده از طرف مجمع عمومي‌، نسبت به آن مورد اتخاذ تصميم‌نمايد.
تبصره - از تاريخ تصويب اين آيين‌نامه‌، مفاد اين ماده جايگزين تصويبنامه شماره 5198 مورخ‌1353.4.19 مي‌شود.
ماده 11- بازرس قانوني مكلف است در طي سال مالي بازرسيهاي لازم نسبت به عملكرد شركت معمولداشته و گزارشهاي ادواري خود را هر شش ماه يك بار به مجمع عمومي ارايه دهد.
تبصره 1 - اقدامات بازرس قانوني نبايد مانع جريان عادي كار شركت يا سازمان شود.
تبصره 2- سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور و وزارت امور اقتصادي و دارايي مكلفند ظرف سه ماه‌پس از تصويب اين آيين‌نامه‌، دستورالعمل و فرمهاي ارايه گزارش موضوع اين ماده را تنظيم و به مراجع‌ذي‌ربط ابلاغ نمايند.
ماده 12- مجامع عمومي يا شوراي عالي مكلف به تعيين تكليف درخصوص كليه بندهاي گزارشحسابرس مستقل و بازرس قانوني به صورت روشن و شفاف و اخذ تصميم در آن موارد هستند.
ماده 13- رؤساي مجامع عمومي يا شوراي عالي مكلف به ارسال صورتجلسات تنظيم شده در مجمع‌عمومي يا شوراي عالي ظرف مدت ده روز بعد از تاريخ برگزاري جلسه مجمع عمومي يا شوراي عالي و اخذامضاي كليه اعضاي مجمع در مدت حداكثر تا يك ماه هستند.
اعضاي مجمع عمومي يا شوراي عالي مكلفند صورتجلسه مجمع يا شورا را مطابق آنچه در مجمع عمومييا شوراي عالي تصميم‌گيري شده امضا و از درج يا حذف مطالبي كه در مجمع يا در شورا مطرح نشده درصورتجلسه خودداري نمايند.
ماده 14- با توجه به ماده (7) قانون برنامه‌ريزي سوم توسعه اقتصادي‌، اجتماعي و فرهنگي جمهوري‌اسلامي ايران - مصوب 1379- اعضاي مجمع عمومي مي‌توانند به جاي خود نمايندگاني تام‌الاختيار براي‌شركت در جلسات مجامع عمومي و يا شوراي عالي معرفي نمايند.
ماده 15- هر يك از اعضاي مجمع عمومي يا شوراي عالي حق دارند در صورت تمايل‌، از رئيس مجمع‌عمومي يا شوراي عالي بخواهند كه نظر و دلايل مخالف ايشان را در خلاصه مذاكرات مجمع عمومي درج كند.در اين صورت خلاصه مذاكرات مجمع عمومي‌، پيوست لاينفك صورتجلسه مجمع عمومي خواهد بود.
ماده 16- در سازمانها و شركتهاي وابسته به وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح رعايت تدابيرفرماندهي معظم كل قوا الزامي است‌.
ماده 17- رؤساي مجامع عمومي يا شوراي عالي‌، مسؤوليت نظارت بر حسن اجراي اين آيين‌نامه را برعهده خواهند داشت‌.
ماده 18- در مواردي كه در قوانين در خصوص احكام مقرر در اين آيين نامه‌، حكم خاصي پيش بيني‌شده باشد، حكم قانوني لازم الاجرا است‌.
ماده 19- اين آيين‌نامه از تاريخ ابلاغ لازم‌الاجرا است‌.

ادامه نوشته

گزارشگری بر حسب قسمتهای مختلف

گزارشگری قسمتها

Sigment reporting

گزارشگری بخشها چیست؟

این شناخت از زمان گذشته وجودداشته که استفاده کنندگان صورتهای مالی به جمع آوری و به هم پیوستن صورتهای مالی نیاز داشتند . هرچند این صورتها همه اطلاعاتی را که استفاده کنندگان نیازدارند،تهیه نمی کنند در سالهای اخیر علاقه زیادی برای تهیه اطلاعات اضافی با جداسازی اطلاعات مالی بخش ها جود داشت.

گزارشگری بخش ها شامل تجزیه داده های تجاری به قسمت های تشکیل دهنده آن و گزارشگری اطلاعات مالی در مبناهای جداگانه برای هریک از بخشها می باشد افشا سازی فروش ها ، درآمدها ، دارایی ها ، استهلاک و مخارج سرمایه ای برای بخشهای تجاری مختلف صورت می گیرد .

نیاز به اطلاعات بخش ها

اگر شرکتهای بزرگ از سایر کشورهای توسعه داده شده به جای این کشورهادرنظر گرفته شود نتایج مشابهی به دست خواهدآمد

اگرچه نسبت فروش های داخلی به کل فروش ها به طورواضحی بسته به اندازه بازار داخلی است ، نتایج جمع آوری شده از یک شرکت یا گروه اغلب از شماری از بخش های جدا از هم به دست آمده است نه از یک نوع تجارت یا منطقه جغرافیایی اصلی .

بسیاری از استفاده کنندگان مستقیما تحت تاثیر یک بخش از یک واحد تجاری قرارگرفته اند . برای مثال امنیت استخدام کارکنان به جای عملکرد گروه به عنوان یک کل ، توجهشان را عموما به طور مستقیم بسته به عملکرد بخش معینی از گروه که با آن کار می کنند می پردازد.

سهامداران عموما بعنوان مهمترین گروه استفاده کننده به نظر می رسند . آنها بعنوان یک واحد کل در شرکت سرمایه گذاری می کنندو بنابراین به عملکرد وچشم انداز کل شرکت توجه و علاقه دارند از بخش های انفرادی آن بدین لحاظ ممکن است اینگونه بحث شود که گزارش بخش ها دارای ارتباط کمی با سهامداران است اما این امرموجب از دست دادن نقطه قوت

گزارش بخش ها است.

عملکرد گذشته و چشم انداز آینده یک شرکت با توجه به اینکه اگر استفاده کننده اهمیت هر طبقه از تجارت و منطقه جغرافیایی که شرکت در آن فعالیت می کند را بداند می تواند فهمیده شود . یکی از اولین چیزهایی که یک سرمایه گذار درباره یک شرکت می خواهد بداند این است که آیا عملکرد گذشته شرکت رضایت بخش بوده است یا خیر .

اگراطلاعات بخش ها کافی باشد استفاده کننده باید توانایی ترکیب اطلاعات خاص شرکتها را با اطلاعات خارجی داشته باشد . این اطلاعات آنها را در ارزیابی چشم انداز آتی شرکت کمک می کند . برای مثال آگاهی در خصوص فروش های lob شرکت می تواند با ترکیب شدن در دانش چشم اندازهای رشد صنایع خاص در پیش بینی دقیق تر فروش های آتی کمک کند.همین طور شناخت اهمیت نسبی مناطق جغرافیایی که عملیات شرکت می تواند با اطلاعاتی در رابطه با پیش بینی رشد و ریسک های عملیاتی در کشورهای خاص ترکیب شود ، کمک کننده باشد .

قوانین افشا

الزامات uk : برای اولین بار در سال 1965 الزامات uk در این خصوص معرفی شده بود بورس و اوراق بهادار الزامات افشای هر شرکت را فهرست می کند . سود جغرافیایی فقط زمانی مورد نیاز بودند ، اگر نرخ سود هر بخش تفاوت قابل ملاحظه ای از نرخ سود یک شرکت بعنوان کل داشته باشد.

الزامات افشای اطلاعات توسط LOB توسط قانون 1967 شرکت ها تقویت شده بود که الزاما در گزارش هیات مدیره سودها وTURNOVER بخش های صنعتی افشا می شود .

افشای TURNOVER هر دوی مشتریان خارجی و فروش های درون گروهی ، سود قبل از مالیات ، منافع اقلیت و خالص دارایی ها را در بر می گیرد .

الزامات US : ایالات متحده اولین کشوری بود که بطور وسیعی افشای بخش ها را ملزم کرد و این الزامات اضافه بر آنهایی است که در UK وجود داشت . الزامات افشا اولین بار در اگوست 1968 معرفی شدند یعنی زمانی که SEC افشای اطلاعات LOB را در اسناد ثبت شده ملزم کرده بود یک سال بعد SEC این الزامات را برای افشای مشابه در فرم K-10 گسترش داد .

در سال 1976 گزارشگری یک بخش تجاری توسط FASB منتشر شد و بطور قابل ملاحظه ای الزامات افشا را افزایش داد .

زمانی که فروش عملیاتی برای مشتریان خارجی غیرمتداول بیشتر از 10% کل فروش های شرکت باشد آن بخش قابل گزارش تلقی می گردد.

بدنه استاندارد گذاری us و کانادا در اوایل دهه 1990 تجدید نظر در استانداردهای بخش هایشان را شروع کردند . در سال 1993 آنها با هم توافق کردند تا پروژه را مشترکا پیگیری کنند تا اینکه نتایج اولیه در فوریه 1995 منتشر شد که پیشنهادی در ژوئن 1996 دنبال شد و استاندارد در سال 1997 تصویب شد (SFAS#131در ایالات متحده ) این استاندارد یک حرکت جدا از قواعد قبلی را نشان می دهد .

در عوض الزام شرکت ها به گزارشگری بر مبنای جغرافیایی و صنعتی به دلیل اینکه اینها چطور سازمان می یابند را منعکس نمی کند در عوض مبنای اصلی برای بخش بندی توسط ساختار سازمانی شرکت تعیین می شود . مبنای این استاندارد مفهوم یک بخش عملیاتی که سازمان داخلی شرکت تعیین می کند می باشد .

ترکیب بخش های صنعتی و جغرافیایی یا هر مبنایی دیگر همانطور که توسط شرکت بکار رفته اند یک شرکت برای هر بخش عملیاتی مجبور است موارد زیررا افشا کند :

درآمدهای خارجی – درآمد های داخلی – سود و زیان – بهره دریافت شده – بهره پرداخت شده – مخارج تحقیق و توسعه – استهلاک – استهلاک منابع طبیعی – استهلاک دارایی های نامشهود – اقلام غیرعادی – حقوق مالکانه در سود خالص وابسته – مالیات بر درآمد – اقلام غیرمترقبه – بدهی ها – سرمایه گذاری مشارکتی و کل مخارج روی دارایی ثابت – همینطور اگر به عنوان مبنا برای بخش بندی استفاده نشود شرکت ها باید برای بخش های صنعتی و جغرافیایی موارد زیر را افشا سازند :

درآمد های خارجی - مقدار کل دارایی های قابل نقل و انتقال و مخارج سرمایه ای ، این لیست جامع تری از اقلام نسبت به چیزی است که اکنون مورد نیاز است و این برای تمام اقلام افشا شده برای بخش عملیاتی

مورد استفاده خوانندگان صورتهای مالی کاملا“ واضح نیست اما بیشتر مجادله در قواعد اندازه گیری است .

قواعد خاص اندازه گیری دستوری بوده ، همچنین بر مبنای بزرگترین درجه عملیات داخلی شرکت می باشد . بنا براین قواعد موارد استفاده حسابداری باید برای استفاده گزارشگری داخلی یکسان باشد . الزامات شرکت ها برای گزارش ارقام یکسان است مانند آن چیزی که در داخل مورد استفاده قرار گرفته است ، بدین معنی که بخش های مختلف احتمالا روش های حسابداری متفاوتی را استفاده می کنند . در واقع در جایی که قابل اجرا است و استاندارد به طور شدیدی به آن نیاز دارند .

زمانی که روش های مختلفی در شرکت استفاده شده باشد ، استدلال استاندارد این است که بهتر است ارقامی را گزارش کند که مورد استفاده مدیریت قرار گیرد تا مدیریت نیز ارقام را برای اطمینان از قابلیت مقایسه در میان بخش های عملیاتی تعدیل کند .

الزامات در سایر کشورها

بسیاری از کشورها به افشای اطلاعات بخش ها نیاز دارند هر چند نه به این منظور که تمام کشورها الزامات وسیعی دارند . برای مثال ژاپن تا سال 1990 هیچ گونه افشا بخش ها را ملزم نکرده بود و حتی بعد از آن نسبتا اندک و فقط فروش های LOB، سودها ، دارایی ها ، فروش های جغرافیایی که برای اولین بار در سال 1997 ملزم شدند .

Uk یک استثنا در ملزم کردن افشای نسبتا وسیع بخشها در اروپا بود بقیه اتحادیه اروپا فقط در رهنمود های چهارم و هفتم ادامه یافت . رهنمود های چهارم در حساب های شرکت خصوصی تنها شرکتها را برای افشای اطلاعات فروش بخشها و LOBملزم کرده است .

رهنمود هفتم الزامات را به حسابهای گروه توسعه می دهد . در واقع بعد از در نظرگرفتن امکان محاسبه معایب ، شرکت های داخلی ملزم به افشای بیش از سایر کشورهای اروپایی شدند . هلند الزامات افشا را کاهش داد و الزامات افشای اطلاعات سودهای LOB را خارج ساخت .

هم اکنون با رهنمود چهارم و هفتم EU الزامات افشای فروش بخش های جغرافیایی و LOB موجود در کشورهای عضو EU انجام داده می شود .

در آلمان قانون جدید 1998 توسعه گزارشگری بخش ها را از کشورهای لیست شده ملزم می کند .

LASC

کشورهای زیادی مخصوصا مقداری از کشورهای مشترک المنافع در حال توسعه ، استاندارد های بین المللی حسابداری را پذیرفته اند . به همین شکل شرکتهای چند ملیتی به طور اختیاری از LASCپیروی می کنند LASC یکی از اولین هیاتها در صدور آیین نامه برای گزارشگری بخش ها بود زمانیکه استاندارد قسمتها را در اکتبر 1981 صادر کرد و بطور قابل ملاحظه ای از SFAS شماره 14 پیروی کرد .

بنابر این هم برای بخش LOB و بخش جغرافیایی به اطلاعات گردش معاملات با درآمد های داخلی و خارجی که به طور جداگانه نشان داده می شد .

بعلاوه شرکتها ملزم شدند که فعالیتهای هر بخش از تجارت ووضعیت هر بخش جغرافیایی و مبنای مورد استفاده را برای تعیین ارزش نقل و انتقالات داخلی توضیح دهند . به طور موازی با پیشنهادات در آمریکای شمالی LASC استاندارد های خودش را در نظر گرفت .

مشکلات شناسایی بخش ها

تعیین بخش های جغرافیایی و صنعتی مناسب ، کار مشکلی است . با نگاه به مبناهای ممکن تقسیم بندی اولا اگر هربخش گزارش شده بخش های مجزا یا قسمتهای واحد بازرگانی را منعکس کند مفید خواهد بود یعنی بخش ها علاقه دارند که مستقل از یکدیگر باشند و شکل های گزارش شده قسمتهای با معنی واحد بازرگانی را منعکس کند ، ثانیا برای کمک به پیش بینی ها ، بخش ها باید به طور قابل ملاحظه ای از یکدیگر جدا باشند . آنها ریسک های متفاوتی دارند ویژگی های رشد و بازده باید برمبنای یکسانی با گزارشگری صنعتی خارجی یا اطلاعات جغرافیایی مجزا از یکدیگر باشند ، ثالثا بخش ها باید قابل مقایسه باشد و باید مرتبط با گزارشات منتشر شده با دیگر شرکتها باشد یا باید حداقل در طول زمان مرتبط شوند . اگر چه همه این سه ویژگی مهم هستند ولی بعید است که بتوانند به طور همزمان بدست آیند وقتی که این سه ویژگی در تضاد هستند ، شرکتها با اهمیت ترین آنها را به صلاحدید خود در نظر می گیرد .

مشکلات تصمیم گیری برای انتخاب مبنای مناسب تقسیم بندی به دلیل اینکه منافع

استفاده کنندگان ممکن است مثل منافع شرکت نباشد بیشتر می شود . اگر بخش

های گزارش شده ساختار عملیاتی شرکت را منعکس نکند یا اگر اطلاعات با

اهداف داخلی مرتبط نباشد ممکن است ارتباط برقرار کردن ، مقابله کردن ،

حسابرسی و منتشر کردن اطلاعات گران تمام شود . در واقع امتیاز رقابتی

اطلاعات گزارشگری بخش ها به عنوان یک مشکل اصلی تعداد زیادی

از شرکتها قرار گرفته است .

در uk یک بخش با اهمیت و قابل گزارش در نظر گرفته می شود اگر

1- گردش معاملات خارجی آن حداقل 10% گردش معاملات خارجی کل باشد.

2- نتایج سود و زیان حداقل 10% نتایج همه بخش ها در سود و زیان باشد .

3- دارایی های خالص حداقل 10% کل دارایی های خالص باشد.

در UK معیارهای مشابه راجع به گزارشگری بخش های صنعت وجود دارد اگرچه درامدها شامل نقل و انتقالات داخلی می شود . برای بخش های جغرافیایی ، فقط دارایی های قابل شناسایی در واحدهای خارجی باید در نظر گرفته شود .

اگرچه این معیارهای گزارشگری نسبتا واضح هستند اما عدم وجود قانونهای جزئی در این محدوده می تواند مشکلاتی را که توسط بخش های ناقص و نادرست ایجاد شده است را جبران کند .

در حالیکه اهداف افشاء قسمتها در uk و us مشابه هم هستند ، عواملی که هنگام شناسایی قسمتها باید در نظر بگیرند متفاوت است مخصوصا در گزارشات جغرافیایی .

شواهدی بر منافع گزارشگری قسمتها

اطلاعات بخش ها ، پتانسیل کمک به کاربران برای فهم بهتر عملکرد گذشته شرکت و پیش بینی جریانات نقدی آینده را دارد اگرچه این منافع ممکن است در عمل وجود نداشته باشد و افشا بخشها توسط شرکتها ، استفاده کمی برای کاربران داشته باشد .

منافع مورد انتظار افشا بخش ها ممکن است به علت پاره ای دلایل جامه عمل

به خود نپوشاند همانطور که در بالا بحث شد الزامات موجود در بخش های گزارشگری شناسایی شده مورد انتقاد قرار گرفته است . کمبود قوانین واضح برای شناسایی بخش ها به این معنی است که شرکتها ممکن است قسمتهای گسترده کمی را که هر کدام تعدادی از کشورها و صنعتهای مختلف و ابزار را پوشش می دهد ، گزارش کند اگر چه حتی اگر شرکتها تلاش نمی کنند که حداقل مقدار اطلاعات را افشا کنند .

عکس العمل بازار سهام و رابطه آن با افشاء قسمتها

مطالعات اثرات اطلاعات قسمتها روی بازار سهام به دو طبقه بندی اصلی تقسیم می شود :

1) عکس العمل بازار نسبت به افشا قسمتها و مقایسه موفقیت سرمایه گذاری انجام شده با اطلاعات و بدون اطلاعات قسمتها . مطالعه اولیه تمایل به افشائات Lob است در حالی که مطالعات بعدی با نگاهی به افشاء بخش جغرافیایی صورت گرفت . با مطالعه عکس العمل بازار ، نتایجی به دست آمد که این نتایج ، افشاء اطلاعات قسمتها را مفید می داند به عنوان simonds و collins با استفاده از تحلیل های مختلف ، تغییرات را برای ریسک بازار و بتای شرکتها بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که افشا اطلاعات LOB به طور قابل ملاحظه ای ریسک را کاهش داده است . علاوه بر بررسی اثرات LOB روی بتای بازار ، یک رویکرد جایگزین این است که رابطه بین بتا ها و افشائات یک بخش خاص به منظور اینکه این دو به هم مربوط هستند

یا خیر ، صورت گرفت . پیرو تحقیقات اولیه KINNY و MOHR از بتای LOB برای برآورد سرمایه گذاریهای نسبی شرکتها در هر نوع از فعالیت صنعتی استفاده کرد .

2)علاوه بر اثر افشاء بخش روی معیارهای ریسک یا بازده ، یک رویکرد جایگزین مقایسه بازده های به وجود آمده توسط دو استراتژی سرمایه گذاری که یکی از آنها بر مبنای اطلاعات تلفیقی و دیگری بر پایه اطلاعات بخش است می باشد . اولین مطالعات در این زمینه به COLLIN انجام شد نمونه او شامل 92 شرکت که تابع قوانین نیازمندیهای افشا K-10 در ایالت متحده می شد . که این قانون شرکتها را به افشا اطلاعات LOB دوره ای ملزم می کرد . 35شرکت اطلاعاتی را تا قبل از این افشا نکرده بودند در حالی که بقیه به طور داوطلبانه گردش LOB را افشا کرده بودند . استراتژی بر مبنای قسمت منجر به سودهای قابل ملاحظه در سالهای 1968 و 1969 بین 1/44% و 1/51% برای هرماه برای شرکتهایی که

اطلاعات بخشها را بطور داوطلبانه افشا نکرده بودند اما بر عکس سود های بسیار کم برای شرکتهایی بود که بطور داوطلبانه اطلاعات گردش LOB را افشا کرده بودند تا نیمه دوم دهه 1990 منافع کمی از اثرات اطلاعات بخش جغرافیایی در بازار نشان داده شده بود .

نوشته شده توسط : محمدرضا حاجی رضا

مفاهیم سود

مفاهیم سود

گروهی که روی سود تجاری مطالعه می کردند نیاز برای شناخت مفهوم سود درجامعه را اثبات کردند و Alexander استفاده های زیر را از سود مورد بحث قرار داد :

1. سود به عنوان یکی از مبانی اصلی برای تعیین مالیات استفاده می شود.

2. سود به عنوان معیاری برای اندازه گیری میزان موفقیت عملیات یک شرکت استفاده می شود .

3. سود به عنوان معیاری برای تعیین توانایی تقسیم سود یک شرکت استفاده می شود.

4. سود مورد استفاده قرار می گیرد بوسیله افرادی که نرخ های قانونی تصویب می کنند برای بررسی اینکه آیا این نرخ ها منطقی و منصفانه هستند یا نه.

5. استفاده از سود به عنوان یک رهنمود برای هیئت امنا با توزیع سود طی دوره اجاره در صورتی که سرمایه ی اصلی برای باقی ماندن حفظ شود.

6. سود به عنوان راهنمایی برای مدیریت یک شرکت به منظور هدایت آموزش استفاده می شود 0

با وجود استفاده گسترده از مفهوم سود در اقتصاد،یک نقصی کلی بر سر توافق برای ارائه تعریفی مناسب از سود وجود دارد .
با توجه به اینکه اقتصاد و حسابداری علومی مربوط تلقی می شوند لیکن عدم توافق بر سر زمان و اندازه گیری مناسب سود وجود دارد0
بحثی نیز روی اهمیت ترازنامه و صورت سود و زیان در تعیین سود درجریان افتاد. آنهایی که دیدگاه ترازنامه ای را می پذیرند سود را در نتیجه افزایش در ارزش خالص دارایی ها طی یک دوره می بینند(رویکرد اقتصادی) و آنهایی که علاقه مند به رویکرد سود و زیانی هستند سود را نتیجه فعالیتهای خاصی می بینند که در طول دوره اتفاق می افتد. آنها همچنین ترازنامه را به عنوان فهرستی از اقلام می دانند که پس از اینکه سود بوسیله تطابق هزینه ها و درآمدها تعیین شد باقی می مانند.(رویکرد معاملاتی) به
منظور مبادرت به تطبیق دادن این دو دیدگاه،سوالات زیر پرسیده می شود:

01ماهیت سود چیست ؟
2. سود چه زمانی باید گزارش شود؟

سود ممکن است شکل های مختلفی بگیرد؛برای مثال Bedfordبیان کرد که ادبیات معمولاً سه مبنای مفهومی از سود را مورد بحث قرار می دهد:

1. سود روانی،که به رضایت خواسته های بشر اشاره می کند.

2. سود واقعی،که به افزایش در ارزش اقتصادی اشاره می کند.

3. سود پولی،که به افزایش در ارزش پولی منابع اشاره می کند.

اقتصاددانان به طور کلی بیان می کنند که هدف اندازه گیری سود تعیین این واقعیت هست که یک موسسه در طول یک بازه زمانی خاص چه مقدار ثروتمند ترشده است . در نهایت اینکه اقتصاددانان روی تعیین سود واقعی متمرکز شده اند.تعریف مفهوم اقتصادی سود معمولاٌ به یک اقتصاد دان به نام J.R.Hicksنسبت داده می شود که بیان کرد:

هدف محاسبه سود در واقعیت،ایجاد رهنمودی برای تعیین مقداری است که آنها می توانند مصرف کنند،بدون فقیر شدنشان.

سود تجاری در نتیجه فعالیتهای تجاری ای که در طول دوره حسابداری انجام می شود و باعث تغییر در ارزش خالص دارایی ها می شود (دارایی ها منهای بدهی ها) در طول دوره حسابداری بجز سرمایه گذاری و توزیع به سرمایه گذاران حاصل می شود.
این مفهوم از تعریف سود،بوسیله حسابداران مفهوم نگهداشت سرمایه نامیده می شود.

مفهوم نگهداشت سرمایه

وقوع سود به بازده سرمایه ی به کار رفته دلالت دارد .بازده سرمایه به کار رفته فقط هنگامی که مقدار سرمایه بکار رفته حفظ شود و یا قابل بازیافت باشد اتفاق می افتد.
در نتیجه،مفهوم نگهداشت سرمایه به طور معنا داری مربوط می شود به تفاوت بین برگشت سرمایه به کار رفته و بازده سرمایه به کار رفته و همچنین تعیین سود.
دو مفهوم اولیه از نگهداشت سرمایه وجود دارد: نگهداشت سرمایه مالی و فیزیکی .
اولین تفاوت بین نگهداشت سرمایه فیزیکی و نگهداشت سرمایه مالی به رفتار سود یا زیان های ناشی از نگهداری مربوط می شود.یک سود یا زیان ناشی از نگهداری هنگامی اتفاق می افتد که ارزش اقلام ترازنامه در طول یک دوره حسابداری تغییر کند.

مفهوم نگهداشت سرمایه فیزیکی نیازمند این است که همه دارایی ها و بدهی ها به ارزش های جاریشان بیان شوند.

رویکردهای معمول برای اندازه گیری ارزش جاری(1)قیمت ورودی یا بهای جایگزینی،(2) ارزش خالص بازیافتنی یا قیمت فروش و(3)ارزش فعلی تنزیل شده جریان های نقدی آتی پیش بینی شده.

شناخت درآمد

در تلاشی برای غلبه بر مشکلات اندازه گیری مرتبط با مفهوم اقتصادی سود، حسابداران به صورت سنتی بیان کرده اند که رویکرد معاملاتی باید برای محاسبه دارایی ها،بدهی ها، درآمدها و هزینه ها استفاده شود.این رویکرد بر این فرض تکیه دارد که عناصر صورتهای مالی تنها هنگامی باید گزارش شوند که در نتیجه یک تغییر بیرونی(یا یک معامله واقعی)باشند.اصل تحقق بیان می کند که سود هنگامی باید شناسایی شود که فرایند سود تکمیل است و یک معامله پایاپای اتفاق افتاده است.معامله پایاپای برمبنای پاسخگویی است و هم زمان شناسایی درامد و مقدار درامدی که باید ثبت شود را تعیین می کند.به عنوان یک نتیجه گیری، رویکرد معاملاتی حسابداری با مفهوم نگهداشت سرمایه مالی سازگاراست.

وEdwardsبیان کردند که با یک تغییرساده در روش حسابداری کنونی، چهار نوع سود می تواند تفکیک شود(1)سود عملیات جاری مازاد درامد فروش بر بهای تمام شده جاری مواد استفاده شده در تولید و فروش(2)افزایش در قیمت دارایی های نگهداری شده طی دوره (3)تفاوت بین بهای تاریخی و قیمت خرید جاری دارایی های فروخته شده و (4)سود سرمایه ای تحقق یافته مازاد عواید فروش بر بهای تاریخی در زمان فروش دارایی های ثابت.

اندازه گیری

گزارش سود تجاری بر این فرض مبتنی است که همه عناصر درآمد و هزینه قابل اندازه گیری هستند.یک نیاز اندازه گیری این است که وقایع یا اهداف قابل مرتب و تفکیک شدن به تعدادی دارایی باشند.اندازه گیری تخصیص اعداد به وقایع و معاملات ،مطابق قراردادها است.

مطابق GAAPدرآمد باید زمانی شناسایی شود که هر دوی شرایط زیر توامان وجود داشته باشند:

1.درآمد کسب شده باشد.درآمد هنگامی کسب شده تلقی می گردد که شرکت همه آنچه را که باید برای نشان دادن درآمد انجام می داد تکمیل کرده باشد .

2.درآمد تحقق یافته یا قابل تحقق است.تحقق یعنی اینکه محصولات یا خدمات به وجه نقد تبدیل شده باشند و یا اینکه طلبی را برای دریافت وجه نقد برای موسسه ایجاد کرده باشند.
مطابق آنچه که اکنون اجرا می شود،درآمد معمولا در زمان فروش شناسایی می شود،اما زمان شناخت درآمد ممکن است با توجه به طبیعت بعضی معاملات خاص زودترانجام شود یا به تعویق افتد.به طور کلی سرپیچی از ثبت درآمد در زمان فروش با توجه به درجه های متفاوتی از اطمینان اتفاق می افتد.هنگامی که درجه بالایی از اطمینان در مورد تحقق وجود دارد،شناخت درآمد ممکن است در زمان فروش اتفاق افتد،به طور عکس زمانی که درجه بالایی از عدم اطمینان در مورد تحقق وجود دارد،شناخت درآمد به تعویق می افتد.معیار درجه اطمینان باعث شناخت درآمد در زمان های مختلفی در چرخه فروش محصولات می شود.
شناسایی درآمد در زمان های زیر صورت می گیرد:
1.شناخت درآمد در طول فرایند تولید
2.شناخت درآمد در زمان تکمیل محصول
3.شناخت درآمد زمانی که خدمات انجام شده است.
4.شناخت درآمد به محض وصول وجه نقد
5.شناخت درآمد همزمان با رخداد بعضی وقایع

شرایط شناخت خاص
بعضی از وقایع و رویدادها درهیچ یک از گروههای بالا قرار نمی گیرند.بنابراین تدوین GAAPهای جدید برای مد نظر قرار دادن انواع بخصوصی از معاملات ممکن است الزام آور باشد.
در SFAS شماره48 تحت عنوان ”شناسایی درآمد هنگامی که حق استرداد وجود دارد ” FASB بیان کرد هنگامی که حق استرداد وجود دارد فروشنده ها تنها باید هنگامی درآمد را در زمان فروش شناسایی کنند که همه شرایط زیر وجود داشته باشد:
1.در زمان فروش قیمت فروش تثبیت شده باشد یا قابل تععین باشد.
2.خریدار وجه المعامله را پرداخته است و یا متعهد به پرداخت آن باشد.
3.خریدار کلیه مخاطرات مربوط به کالا را تقبل کرده باشد.
4.به غیر از فروشنده خریدار نیز محتوای اقتصادی دارد.
5.فروشنده تعهد عمده ای برای عملیات مربوط به فروش مجدد محصول نداشته باشد
6.برگشتی های آتی بطورمنطقی قابل برآورد باشند.
در وقایعی که این شرایط دیده نمی شود شناخت درآمد به تعویق می افتد تا زمانی که حق استرداد منقضی شده است و یا همه شرایط برقرار شده باشد.
بحث قبلی بیان می کند که زمان شناخت درآمد ممکن است اساسا به تعویق افتد.

تطابق
هنگامی که یک شرکت نتیجه قاطع را بدست آورد و درآمد را شناسایی کرد،سپس باید همه هزینه های مربوط به کسب آن درآمد را نیز شناسایی کند.این فرایند ارتباط درآمد با هزینه ،مفهوم تطابق نامیده شده است.
اگر چه از نظر تئوری این یک مفهوم نسبتا ساده است ولی تطابق درآمدها و هزینه ها در عمل نیازمند این است که مورد توجه ویژه قرار گیرد.تعیین اینکه هزینه ها دارای سودآوری آتی نمی باشند و بنابراین باید دربرابر درآمدهای دوره به حساب آیند بستگی به تعریف بها،دارایی ،هزینه و زیان دارد.
محافظه کاری
Sterling محافظه کاری را موثرترین اصل ارزشیابی در حسابداری نامیده است.
ساده تراینکه محافظه کاری بیان می کند که هنگامی که ما با درجه ای از ابهام روبرو هستیم باید روشی از حسابداری را انتخاب کنیم که کمترین احتمال را در بیشتر از واقع نشان دادن دارایی ها و سود داشته باشد.

اهمیت
مفهوم اهمیت یک تاثیر فراگیر روی همه فعالیتهای حسابداری داشته است علی رغم اینکه هیچ تعریف جامعی از این مفهوم وجود ندارد.اگر چه اهمیت،اندازه گیری و افشای همه اطلاعات ارائه شده در صورتهای مالی را تحت تاثیر قرار می دهد،اما بیشترین تاثیرش را روی عناصر درآمد و هزینه دارد.این مفهوم هم جنبه کیفی و هم جنبه کمی دارد.
کیفیت سود
کیفیت سود به عنوان درجه همبستگی بین سود حسابداری شرکت و سود اقتصادی آن تعریف شده است.از چندین روش ممکن است برای ارزیابی کیفیت سود استفاده شود،شامل:
1.اصول حسابداری به کار گرفته شده توسط شرکت را با اصولی که به طور کلی در صنعت استفاده شده و یا توسط رقبا مورد استفاده قرار گرفته مقایسه کنید وسپس به این سوال پاسخ دهید که آیا اصول استفاده شده توسط شرکت سود را متورم می کند ؟
2.تغییرات اخیردر اصول و برآوردها را برای تعیین اینکه آیا این تغییرات سود را

متورم کرده اند یا نه بررسی کنید.
3.تعیین کنید که آیا مخارج اختیاری ،مانند آگهی و تبلیغات از طریق مقایسه آنها با دوره های قبل به تعویق افتاده اند.
4.بررسی کنید که آیا هزینه هایی مانند هزینه تضمین در صورت سود و زیان منعکس شده است یا نه.
5.بهای جایگزینی موجودی ها و دیگر داراییها را تعیین کنید که آیا شرکت وجوه نقد کافی برای جایگزینی دارایی هایش تولید کرده است.
6.یادداشتهای همراه صورتهای مالی را برای تعیین اینکه آیا زیانهای احتمالی ای وجود دارد که امکان داشته باشد جریان های نقدی آتی و سود آتی را کاهش دهد، بررسی کنید.
7.ارتباط بین فروش ها و حسابهای دریافتنی را اگر حسابهای دریافتنی نسبت به فروش ها سریعتر افزایش پیدا می کنند را بررسی کنید.
8.جلسات هیات مدیره و بخش تجزیه و تحلیل گزارش سالانه و نظرات حسابرسان را برای تعیین سیاست مدیریت در مورد آینده شرکت و نیز برای شناسایی مسائل مهم حسابداری بررسی کنید.
این تکنیک ها می توانند ما را در تعیین اینکه آیا صورتهای مالی شرکت به نحو
مناسب از الگوی اقتصادی عملیات شرکت ناشی شده است یا نه،کمک کند.

مدیریت سود
مدیریت سود یکی دیگر از جنبه های مسائل مربوط به کیفیت سود است.مدیریت سود به عنوان تلاش هئیت رئیسه شرکت،برای تحت تاثیر قرار دادن گزارش های سود کوتاه مدت تعریف شده است.
مدیریت سود بنا به دلایل مختلفی اتفاق می افتد،که شامل تاثیر روی بازار سهام، افزایش پاداش مدیران،کاهش احتمال نقض قراردادهای اعتباردهی و جلوگیری از مداخله مقرراتهای دولتی.مدیران که همچنین ممکن است تلاش کنند تا سود را مدیریت کنند زیرا آنها اعتقاد دارند که سود گزارش شده تصمیمات سرمایه گذاران و اعتباردهندگان را تحت تاثیر قرار می دهد.در بیشتر موارد،تکنیکهای مدیریت سود برای تقویت تاثیر سود گزارش شده و پایین آوردن هزینه سرمایه شرکت طراحی شده اند.از طرف دیگر،مدیران ممکن است این فرصت را پیدا کنند که بیشتر اطلاعات بد را در دوره هایی که سطح کارایی پایین است گزارش کنند که سودهای آینده را افزایش دهند.
در سال 1998،Arthur Levitt اولین رئیس SEC،پنج تکنیک مدیریت سود را که تمامیت گزارش های مالی را تهدید می کند به طور خلاصه بیان کرد:

1.Taking a bath:زمانی که ما هزینه های تاسیس را در یک دوره می آوریم هزینه های آینده را کاهش می دهیم در نتیجه پیش بینی تحلیل گران و سرمایه گذارانی که روی سودهای آتی متمرکز هستند این است که ما در بازار کاهش زیان داشته ایم.
2.حساب سازی:اینکه هزینه هایی را که مربوط به آینده است یکدفعه به حساب R&D بدهکار کنیم و در یک دوره بیاوریم.
3.cookie jar reserves:بیشتر از واقع نشان دادن برگشت از فروش و هزینه های تضمین در شرایط ایده آل و استفاده از این بیشتر از واقع نشان دادن ها در شرایط بد برای کاهش هزینه های مشابه.
4.سوء استفاده از مفهوم اهمیت:ثبت عمدی اشتباه یا نادیده گرفتن اشتباه در صورتهای مالی با این فرض که اثر آنها با اهمیت نمی باشد.
5.شناخت نامناسب درآمد:ثبت درآمد قبل از اینکه آن کسب شده باشد.
گزارشگری مالی متقلبانه
بسیاری از فعالیت های مدیریت سود،اگر چه متهورانه هستند،قضاوت ها و برآوردهایی را در بر می گیرند که از نظر GAAP قابل قبول هستند.سودهای

تحریف شده ای که قصد فریب دادن سرمایه گذاران و اعتبار دهندگان را دارند در نهایت صورتهای مالی فریب دهنده ای را ایجاد می کنند.
فهرست زیر تعدادی از مواردی را که حاکی از وجود تقلب بالقوه هستند را نشان می دهد:
1.اکثریت هیات رئیسه را اعضای موظف تشکیل دهند.
2.پاداش مدیران به قیمت سهام شرکت مربوطه گره خورده باشد.
3.تغییر مکرر حسابرسان
4.جابه جایی سریع کارکنان کلیدی
5.پسرفت سود
6.رشد سریع نامعلوم
7.فقدان سرمایه در گردش
8.نیاز برای افزایش قیمت سهام برای رسیدن به سود پیش بینی شده
9.داشتن سطح بالای بدهی
10.کمبود وجه نقد
11.اهمیت قراردادهای تامین مالی ترازنامه
12.ابهام درباره توانایی موسسه برای ادامه فعالیت به عنوان مفهوم تداوم فعالیت

13.وجود SEC یا دیگر ارگانهای نظارتی
14.شرایط نامساعد اقتصادی صنعت
15.تعلیق یا خارج شدن از لیست مبادلات سهام

نوشته شده توسط : محمدرضا حاجی رضا

حسابداری منابع انسانی

حسابداری منابع انسانی

شناخت سیستم های حسابداری منابع انسانی 1 تا 5

یکی از وظایف مدیریت منابع انسانی ، ارزیابی منابع انسانی است . ما بعنوان نمونه ، این وظیفه را در سیستم های 5 گانه تعریف و مقایسه می کنیم .

الف ) سیستم 1: همان سیستم پرسنلی ابتدایی می باشد که لازمه اجرای حسابداری منابع انسانی است . ارزیابی منابع انسانی در آن بر اساس میزان توان بالقوه و عملکرد افراد می باشد .

ب) سیستم 2: به آن سیستم مقدماتی نیز گویند ، که ارزیابی منابع انسانی در آن بر مبنای رتبه بندی ضوابط ارزشی مشاهده شده افراد می باشد .

ج) سیستم 3: به آن سیستم متوسط نیز گویند که ارزیابی منابع انسانی در آن بر مبنای پیش بینی روان سنجی توانایی بالقوه افراد در قالب واحدهای غیر پولی می باشد .

د) سیستم 4: به آن سیستم پیشرفته نیز گویند که ارزیابی منابع انسانی در آن بر اساس معیارهای اندازه گیری ارزش گروههای کاری به جای تک تک افراد می باشد

هـ ) سیستم 5: به آن سیستم کل نیز گویند که ارزیابی منابع انسانی در آن بر اساس معیارهای اندازه گیری ارزش اقتصادی افراد در واحدهای مختلف می باشد .

شناخت عوامل عمده در انتخاب یک سیستم

در انتخاب یک سیستم 4 عامل عمده به صورت زیر باید در نظر گرفته شود :

الف ) نوع سازمان

ب) اندازه ساختار سازمان

ج) قابلیت فعلی حسابداری منابع انسانی

د) توانایی بالقوه برای توسعه حسابداری منابع انسانی

الف ) نوع سازمان

متغیرهای کلیدی که بر انواع سازمانها تأثیر می گذارند عبارتند از :

• میزان سرمایه انسانی

هر قدر یک سازمان از منابع انسانی بیشتری برخوردار باشد نیاز آن به سیستم حسابداری منابع انسانی بیشتر خواهد بود مانند سازمانهای خدماتی .

• وجود گروههای ارزشمند نیروی انسانی

مانند تیم های مدیریت و مهندسان تحقیقاتی که به نوعی یک سرمایه گذاری عمده نیروی انسانی هستند .

• تعداد افرادی که مشاغل مشابه دارند

تعداد زیاد مشاغل مشابه مبنایی را برای پیش بینی آماری برای ایجاد قابلیت مقایسه فراهم می کند .

ب) اندازه و ساختار سازمان

سازمانها هر قدر بزرگتر باشند امکان برقراری سیستم های غیر متمرکز در آنها بیشتر است و هرچه میزان عدم تمرکز بیشتر باشد نیاز به حسابداری منابع انسانی بیشتر خواهد بود .

ج) قابلیت فعلی حسابداری منابع انسانی

بعنوان نمونه یک سازمان با سیستم اطلاعات مدیریت رایانه ای در موقعیت بهتری برای ایجاد سیستم نوع 5 حسابداري منابع انساني قرار دارد .

د) توانایی بالقوه برای توسعه حسابداری منابع انسانی

در برخی موارد ، بعضی از داده ها ممکن است به سادگی قابل دسترس نباشند . بخصوص در سازمانهای خدماتی ، داده ها در زمینه هزینه منابع انسانی به سادگی در دسترس نیستند .

طراحی و اجرای یک سیستم

در این بخش 5 مرحله مربوط به طراحی و اجرای سیستم حسابداری منابع انسانی که به شرح زیر میباشد به تفصیل شرح داده می شود .

این مراحل 5 گانه عبارتند از :

الف ) شناخت اهداف سیستم حسابداری منابع انسانی

ب ) توسعه معیارهای اندازه گیری حسابداری منابع انسانی

ج) توسعه پایگاه اطلاعاتی حسابداری منابع انسانی

د) آزمون و تجدید نظر در سیستم

هـ ) اجرای سیستم در سازمان

الف ) شناخت اهداف سیستم حسابداری منابع انسانی

اولین گام در طراحی یک سیستم حسابداری منابع انسانی شناخت اهداف خاص سیستم است که فعالیتهای زیر را به همراه دارد .

• تعریف نیازهای اطلاعاتی منابع انسانی

در این تجزیه و تحلیل ، هر واحد سازمانی مسئول مدیریت منابع انسانی ، باید وظایفش را تعریف کرده و انواع نیازهای اطلاعاتی مربوط به تصمیم گیری ها را مشخص نمايد زیرا اهداف شرکت برای رفع نیازهای مدیریت می باشد.

• تعریف حوزه سیستم حسابداری منابع انسانی

بر اساس تجزيه و تحلیل نیازهای اطلاعاتی مدیریت، دامنه و گستره سیستم مطلوب و مناسب برای حسابداری منابع انسانی باید تعریف شود. بعنوان مثال هدف ممکن است توسعه سیستمی برای از میان بردن مشکلات مقطعی باشد .

ب) توسعه معیارهای اندازه گیری حسابداری منابع انسانی

این مرحله دومین قدم در طراحی سیستم حسابداری منابع انسانی است که فعالیت های زیر را به همراه دارد

• انتخاب انواع معیارهای اندازه گیری

این معیارها ممکن است بر حسب واحد پول يا غیر پول يا هر دو باشد و ممکن است شامل معیارهای اندازه گیری هزینه و ارزش باشد .

• آزمون قابلیت اعتماد و اعتبار معیارهای اندازه گیری .

این آزمونها نیازمند مطالعات تحقیقی خاص می باشند .

• توسعه ابزارهای اندازه گیری ( فرم ها )

زمانی که قابلیت اعتماد و اعتبار معیارها ثابت شد می توان آنها را به فرم هایی برای استفاده در سیستم تبدیل نمود .

ج) توسعه پایگاه اطلاعاتی حسابداری منابع انسانی

پایگاه یا بانک اطلاعاتی ، منابع اطلاعات مورد نیاز برای حسابداری منابع انسانی است . که شامل موارد چون فرم های زمان بندی ، معیارهای روانشناسی است . این توسعه فعالیت های زیر را به همراه دارد.

• تجدید ساختار نمودار حساب ها

حسابها باید در ارتباط با مراکز مسئولیت سازماندهی شوند برای مثال در یک شرکت تولیدی که شامل 3 مرکز گزینش و استخدام ، آموزش و روابط عمومی است تنها حساب هزینه های اداری کافی نیست .

• اصلاح سیستم اطلاعاتی مدیریت

این اصلاحات باید برای گردآوری انواع مختلف اطلاعات غیر مالی انجام شود . مانند بررسی های رفتاری در مورد کارکنان برای گردآوری اطلاعات استاندارد .

د) آزمون و تجدید نظر درسیستم

هدف از آزمون سیستم، رفع نقاط ضعف قبل از اجرای کامل آن است ، این مرحله فعالیت های زیر را شامل می شود .

1- انتخاب مکان مطالعه

مکان باید قابل کنترل باشد تا موارد غیر مربوط حذف گردند .

2- کاربرد سیستم

3- تجزیه و تحلیل نتایج

یک بار که سیستم اجرا گردد ، طراح می تواند باز خورد عملکرد سیستم را بدست آورده و تجزیه و تحلیل نمايد .

4- اصلاح سیستم

هـ ) اجرای سیستم در سازمان

این مرحله ، مرحله نهایی در طراحی و اجرای حسابداری منابع انسانی است که فعالیت های زیر را شامل می شود .

1- تغيیر موقعیت کارکنان به سمت سیستم

آشنایی کارکنان باسیستم جدید از طریق توضیح اهداف ، روش ها و موارد استفاده آنها.

2- استاندارد کردن ابزار داده ها – ستاده ها

این استاندارد سازی به همراه انتشار دستورالعمل های اداری است.

3- عملیاتی کردن سیستم

نوشته شده توسط : محمدرضا حاجی رضا

ضرورت ایجاد بانک های اطلاعاتی

بانک اطلاعات حسابداری

ضرورت ایجاد بانک های اطلاعاتی

قبل از ایجاد بانک های اطلاعاتی شرکت ها اطلاعات را در فایل ها و برنامه های مختلف طبقه بندی و ذخیره می کردند که این امر باعث ایجاد فایل های زیاد می شد که هم فضای زیادی اشغال می کرد و هم امکان این وجود داشت که داده های مشابه در دو یا چند فایل جداگانه ذخیره شوند و نهایتا یکپارچگی اطلاعات به خطر افتد که بانک اطلاعاتی این مشکل را مرتفع می سازد.

*اجزای بانک اطلاعاتی*

۱* سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی:که بانک اطلاعات را مدیریت و کنترل می کند.

2* سیستم بانک اطلاعاتی:ترکیب سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی،بانک اطلاعاتی و برنامه کاربری

3* مدیر بانک اطلاعاتی:مسئول بانک اطلاعاتی

گردش سیستمی: بیان نظری شناسایی و سازماندهی داده ها توسط کاربران یا برنامه نویسان

گردش فیزیکی: به چگونگی و مکانی که داده ها به طور فیزیکی ذخیره می شوند.

تفکیک گردش سیستمی و فیزیکی

الف*طراحی برنامه های کاربردی جدید را ساده تر می کند.

ب*تغییر گردش سیستمی بدون تغییر در گردش فیزیکی از نظر کاربران

ج*تغییر گردش سیستمی توسط مدیر بانک اطلاعاتی بدون تغییر در گردش فیزیکی

نمودارها

Øنمودار سطح مفهومی:به طور کلی سیستم را شرح می دهد.

Øنمودار سطح خارجی(نمودار فرعی): بخشی خاصی از کاربران به چه صورت با سیستم سروکار دارند.

Øنمودار سطح داخلی:قسمتی از سیستم را به صورت جزئی تشریح می کند.

حسابداران به طور مکرر دنبال توسعه نمودارهای مفهومی و خارجی بوده و در توسعه نمودارهای داخلی نیز مشارکت دارند.

زبان های سیستم مدیریت بانک اطلاعاتی

زبان تعریف داده ها: اجزای سیستم را تعریف می کند.

زبان تبدیل داده ها: برای نگهداری داده ها به کار می رود.

زبان جستجوی داده ها: بدون رجوع به برنامه نویس نیاز کاربر را برطرف می کند

آینده سیستم های مدیریت بانک های اطلاعاتی رابطه ای و شئ گرا

vاستفاده از سیستم مدیریت شئ گرا به عنوان آخرین سیستم هوشمند ساده تر و ارزانتر از همه بانک های ذخیره سازی جداگانه است.

v ادغام این دو مدل باعث سادگی، انعطاف پذیری و کاربرد آسان زبان های جستجوی مدل رابطه ای، شئ ها را برای پشتیبانی ذخیره سازی و دستکاری انواع داده ها به کار می برد.

محمدرضا حاجی رضا

پاییز ۱۳۸۷

کنترل و حسابرسی سیستم های اطلاعاتی حسابداری

کنترل و حسابرسی سیستم های اطلاعاتی حسابداری

جدول 1-8 تهدید های سیستم های اطلاعاتی حسابداری

مثال ها

تهدید ها

آتش سوزی،طوفان،زلزله افزایش دما،جنگ و سیل

حوادث طبیعی و سیاسی

خرابی سخت افزار،تغییرات و نوسانات برقی و خطاهای انتقال داده ها

خطاها و خرابی های نرم افزاری و سخت افزاری

سهل انگاری افراد و قصور در اجرای صحیح روش ها ،عدم وجود آموزش های مناسب ،نبودن سرپرستی صحیح، اشتباهات و از قلم افتادگی های ساده،از بین بردن داده ها ،تغییر داده ها،خطاهای سیستمی،اشتباه تحلیل گران و برنامه نویسان در توسعه نامناسب سیستم و عدم تناسب سیستم با ظرفیت و نیازهای شرکت

بی دقتی و سهل انگاری (اقدامات غیر عمدی)

خرابکاری سیستم یا بعضی از عناصر سیستم ،سرقت رایانه ای، اختلاس

اقدامات عمدی(جرائم رایانه ای)

چرا تهدید های سیستم های اطلاعاتی حسابداری افزایش یافته است؟

* افزایش تعداد سیستم های سرویس دهنده-سرویس گیرنده

2* توزیع داده ها از طریق شبکه های محلی و سیستم های سرویس دهنده-سرویس گیرنده به کاربران متعدد

3* دسترسی به اطلاعات و سیستم های هم مشتریان و هم فروشندگان با استفاده ار شبکه های گسترده جهانی

دلایل کم توجهی سازمان ها به حفاظت از اطلاعات

nمشکلات کنترل رایانه ها غالبا کم اهمیت و جزئی پنداشته می شوند و شرکت ها خطر از بین رفتن اطلاعات حساس را به عنوان یک تهدید باورنکردنی تلقی می کنند.

nضرورت استقرار ابزار ها و کنترل های یک سیستم متمرکز رایانه ای در یک سیستم شبکه هنوز به طور کامل درک نشده است.

nهنوز بسیاری از شرکت ها متوجه نشده اند که امنیت اطلاعات برای بقای آن ها یک امر ضروری و حیاتی بوده و اطلاعات یک منبع استراتژیک است و محافظت از آن باید طبق مقررات استراتژیک باشد.

nتاکید بر بهره وری و بهای تمام شده،مدیریت را وادار می کند تا فراموش کند طی زمان کارایی و اثربخشی کنترل های خود را ارزیابی کند.

عوامل در برگیرنده محیط کنترلی

۱* اعتقاد به صداقت و معیارهای اخلاقی

2* طرز تفکر مدیریت و نحوه اجرایی آن

3* ساختار سازمانی

4* کمیته حسابرسی صاحبکار

5* شیوه های تفویض اختیار و مسئولیت در سازمان

6* سیاست ها و شیوه های مدیریت منابع انسانی

7* عوامل برون سازمانی

*تقسیم بندی فعالیت های کنترلی*

•صدور مجوز معاملات و فعالیت ها به نحو صحیح

•تفکیک مناسب وظایف و مسئولیت ها

•طراحی و استفاده مناسب از مدارک و مستندات و ثبت های کافی

•محافظت کافی از دارایی ها و اسناد و مدارک حسابداری

•بررسی های مستقل عملیات

محافظت کافی از دارایی ها و اسناد و مدارک حسابداری

۱* نظارت موثر و تفکیک صحیح وظایف

2* حفاظت مناسب از ثبت دارایی ها و اطلاعات

3* محدود کردن دسترسی فیزیکی به دارایی ها

4* حفاظت از ثبت ها و اسناد و مدارک

5* کنترل محیط اطراف

6* محدود کردن دسترسی به اتاق رایانه،فایل های رایانه ای و اطلاعات

بررسی های مستقل عملیات

Øتطبیق مانده حساب هایی که به صورت مستقل نگهداری می شوند.

Øمقایسه مقادیر واقعی با مقادیر ثبت شده

Øحسابداری دوطرفه

Øجمع های دسته ای

*جمع مالی

*جمع درهم

*شمارش ثبت

*شمارش خطی

*آزمون جمع افقی-عمودی

Øبررسی مستقل

هدف اولیه سیستم اطلاعاتی حسابداری ثبت،پردازش،ذخیره سازی،تلخیص و گزارش اطلاعات یک بنگاه اقتصادی است.

اهداف پنج گانه اصلی سیستم اطلاعات حسابداری از نگاه FASB

1*شناسایی و ثبت کلیه رویداد های معتبر

2*طبقه بندی مناسب معاملات

3*ثبت معاملات به ارزش پولی مناسب

4*ثبت معاملات در دوره مناسب حسابداری

5*ارائه صحیح و مناسب معاملات و افشاهای مربوط در صورت های مالی

روش های اصلی کنترل عملکرد سیستم شامل موارد زیر است:

الف/ سرپرستی موثر

ب/ حسابداری سنجش مسئولیت

ج/ حسابرسی داخلی

محمدرضا حاجی رضا

پاییز ۱۳۸۷

چرخه تولید

چرخه تولید product cycle

سیستم اطلاعاتی حسابداری نقش بسیار مهمی در چرخه ی تولید ایفا . می کند . اطلاعات صحیح و بموقع سیستم حسابداری صنعتی برای تصمیم های زیرحیاتی و ضروری است :

* ترکیب محصولات از نظر اینکه چه محصولی تولید شود

* قیمت گذاری محصولات

* برنامه ریزی تخصیص منابع

* مدیریت بهای تمام شده

تعریف :چرخه تولید مجموعه فعالیت های تجاری مکرر و عملیات پردازش داده های مربوط به تولید محصولات است .

سه وظیفه مهم چرخه تولید:

1- فعالیت های چرخه تولید و چگونگی طراحی سیستم اطلاعاتی حسابداری را

برای دستیابی به این اهداف توضیح می دهد .

2- اهداف کنترل های اساسی چرخه ی تولید و چگونگی طراحی سیستم اطلاعاتی حسابداری را برای دستیابی به این اهداف توضیح می دهد.

3- تصمیمات کلیدی چرخه تولید را شرح داده و یک مدل داده یی پیشنهاد می کند که نشان می دهد چگونه یک سیستم اطلاعاتی حسابداری می تواند به طور اثربخش و کارامد اطلاعات مورد نیاز تصمیمات مورد نیاز تصمیمات مزبور را گردآوری ، طبقه بندی و ذخیره کند .

فعالیت اصلی چرخه تولید عبارتند از:

1- طراحی محصول 2- برنامه ریزی و برنامه ی زمانی تولید

3- عملیات تولید 4- حسابداری صنعتی

طراحی محصولات :

الف ) اسناد و مدارک ب)نقش حسابدار

الف) اسناد و مدارک : فعالیت طراحی محصول دو مدرک و سند اصلی به وجود می آورد 1) صورتحساب مواد : تعداد مواد مصرفی را مشخص می کند 2) فهرست عملیات : منابع انسانی و ماشین آلات مورد نیاز تولید محصول را تعیین می کند

حسابداران نقش مهمی در طراحی محصولات ایفا می نمایند به دلیل اینکه 65 تا 80 درصد از هزینه های محصول در این مرحله از فرایند تولید رخ می دهد . حسابداران می توانند با نشان دادن تاثیزحالات مختلف طراحی بر هزینه های تولید محصولات و در نتیجه سودآوری آن در طراحی محصولات مشارکت جدی داشته باشند .

برنامه ریزی و برنامه ی زمانی تولید :

الف) روش های برنامه ریزی ب) اسناد و مدارک و روش های برنامه اصلی زمانبندی تولید

الف) روش های برنامه ریزی : برنامه ریزی تولید و تولید بهنگام دو روش معمول برنامه ریزی تولید هستند . برنامه ریزی توسعه یافته منابع تولید توسعه برنامه ریزی منابع مواد اولیه به منظور تطابق ظرفیت موجود تولید و نیازهای مواد اولیه با فروش پیش بینی شده است . سیستمهای برنامه ریزی منابع تولید غالبا تولید رانشی نامیده می شوند . زیرا در این سیستم ها کالابراساس انتظارتقاضای مشتری تولید می شوند .

برنامه ریزی پیشرفته منابع تولید توسعه ی برنامه ریزی منابع تولید سیستم های کنترل موجودی است .

سیستم تولید بهنگام برای توسعه اصول سیستم های موجودی بهنگام وبرای کل فرآیند تولید است و هدف آن حداقل کردن یا حذف موجودی مواد اولیه ، کالای درجریان ساخت و کالای ساخته شده است .

کاربرد سیستم موجودی بهنگام غالبا تولید کششی نامیده می شود زیرا کالا

تنها به تقاضای مشتری تولید می شود .و برای انجام برنامه های کوتاه مدت برنامه ریزی می شود.همانند شرکت تویوتا که از روش jit استفاده می نماید .

ب) اسناد و مدارک و روشها :مقدار تولید هر محصول را در دوره برنامه ریزی و زمان تولید آن را تعیین می کند با پیچیدگی برنامه زمانبندی که در اثرافزایش تولیدات بوجود می آید .

نمونه ای از برنامه ریزی تولید

نقش حسابداران در برنامه ریزی و برنامه زمانی تولید:

حسابداران باید مطمئن شوند که سیستم اطلاعاتی حسابداری اطلاعات بهای تمام شده محصولات و سایر هزینه هارا به روشی هماهنگ با تکنیکهای برنامه ریزی تولید مورد استفاده شرکت گردآوری و طبقه بندی و گزارش می نماید .مثلا روش نگهداری موجودی کالا

عملیات تولید :

روش انجام این فعالیت در شرکتهای مختلف متفاوت است وبه اتوماسیون

فرآیند تولید بستگی دارد.بعنوان مثال تولید سیستماتیک و رایانه ای هزینه های تولید را کاهش می دهد .

نقش حسابداران در برنامه ریزی و برنامه زمانی تولید:

حسابداران باید مطمئن شوند که سیستم اطلاعاتی حسابداری اطلاعات بهای تمام شده محصولات و سایر هزینه هارا به روشی هماهنگ با تکنیکهای برنامه ریزی تولید مورد استفاده شرکت گردآوری و طبقه بندی و گزارش می نماید .مثلا روش نگهداری موجودی کالا

عملیات تولید :

روش انجام این فعالیت در شرکتهای مختلف متفاوت است وبه اتوماسیون

فرآیند تولید بستگی دارد.بعنوان مثال تولید سیستماتیک و رایانه ای هزینه های تولید را کاهش می دهد .

حسابداران می توانند با ارزیابی دقیق تاثیر چگونگی تغییر در ترکیب محصولات بر جمع کل هزینه های تولید نقشی ارزنده ایفا نمایند و تغییر در کل جزء کوچکی از این هزینه ها باعث تغییر عمده ای در کل هزینه ها می گردد .

اهداف کنترل داخلی ، تهدید ها و روش ها

دومین وظیفه یک سیستم اطلاعاتی حسابداری مناسب فراهم کردن کنترل های کافی برای تحقق اهداف چرخه تولید است :

1- خرید همه ی محصولات و دارایی های ثابت به نحو صحیح تصویب می شوند .

2- از موجودی کالای در جریان ساخت و دارایی های ثابت به نحو مناسب محافظت می شود .

3- همه ی معاملات معتبر ودارای مجوز چرخه ی تولید ثبت می شوند .

4- همه ی معاملات چرخه تولید به نحو صحیح ثبت می شوند .

5- ثبت های صحیح به نحو مناسب نگهداری شده و در مقابل از بین رفتن محافظت می شوند .

6- فعالیت های چرخه تولید به شیوه یی کارآمد و موثر انجام می شود.

تهدید اول : معاملات غیر مجاز

معاملات غیر مجاز می تواند به عرضه محصولات بیش از تقاضای کوتاه مدت آن منجر شده و به دلیل راکد شدن منابع در موجودی کالا مشکلات نقدینگی برای شرکت به وجود بیاورد .و علاوه بر هزینه های نگهداری و انبارداری هزینه های شرکت را افزایش داده و سودآوری را کاهش دهد .

که این امر می تواند اثرات منفی قابل ملاحظه ای بر سود آوری شرکت داشته باشد .به عنوان مثال شرکت اپل در سال 1995 تقاضا برای محصولات جدید خود را به درستی پیش بینی نکرد در نتیجه نتوانست برنامه ی کاهش قیمت خود را برای افزایش سهم بازار دنبال کند و به دلیل کمبود محصولات جدید در بازار سهم شرکت اپل از بازار به طور حیرت آوری کاهش یافت .

تهدید دوم : سرقت یا آسیب رساندن به موجودی های کالا و دارایی های ثابت

سرقت موجودی های کالا و دارایی های ثابت ، یک تهدید مهم برای شرکت های تولیدی است . برای کاهش خطر از دست دادن موجودی کالا بایستی دسترسی فیزیکی به انبارهای موجودی کالا محدود شده و کلیه نقل و در موجودی کالا مستند به سند مثبته باشد . موجودی انبار بصورت دائم شمارش گردد.و پوشش بیمه ای آن کامل باشد.

تهدید سوم : ثبت و انتقال اشتباهات

اطلاعات اشتباه می تواند از اثربخشی تولیدی کاسته و مدیریت را به اخذ تصمیمات اشتباه در مورد بهای تمام شده برساند بهترین راه حل برای این مسئله افزایش کنترل های مضاعف و مکانیزه کردن عملیات کاری می باشد.

تهدید چهارم : از دست دادن داده ها و اطلاعات

داده ها و اطلاعات موجودی کالا و کالای در جریان ساخت می بایستی در مقابل از بین رفتن و خرابی و آسیب دیدن محافظت شوند پشتیبان سازی اطلاعات از اهمیت اساسی برخوردار می باشد .و روی دیسک های مغناطیسی ذخیره شود و دسترسی به آن محدودیت داشته باشد.

تهدید پنجم : مشکلات عدم کارایی و کنترل کیفیت

ناکارآمدی عملیات تولیدی موجب افزایش هزینه های شرکت می شود زیرا مشکلات کنترل کیفی هزینه ها را افزایش داده و موجب کاهش فروش های آینده شود . بنابراین فعالیت های تولیدی باید بصورت دقیق بازرسی و اصلاح شود . حتی در این امر می توان از مشتریان هم استفاده نمود. سیستم اطلاعاتی حسابداری میتواند با تهیه گزارش مناسب عملکرد به فرآیند کنترل کیفیت و کارایی کمک کند به خصوص اینکه مقایسه سنتی عملکرد واقعی با عملکرد بودجه باید اطلاعات اندازه گیری و معیارهای توان عملیاتی و کنترل کیفیت توسط سیستم اطلاعاتی ارائه شود.

توان عملیاتی اندازه گیری اثربخشی تولید است .و دارای سه عنصر است :

تعداد کالا ها * زمان تولید * تعداد واحدهای تولید شده

------------ ----------- ----------------------- = توان عملیاتی

کل واحد ها کل زمان زمان تولید

بازدهی * زمان پردازش * ظرفیت موثر = توان عملیاتی

تهیه کننده : محمدرضا حاجی رضا